ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٧ - تفسير
شود- همانطورى كه خداوند در اين آيه فرمود:(وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ)[١] كه منظور: قضاوت داود و سليمان است و بنا بر اين مراد از:(وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ) همان هاروت و ماروت است و بطور استهزاء خود را امتحان و مردم را از كفر باز ميداشتند نه بعنوان نصيحت و بازداشتن واقعى.
و ممكن است بنا بر اين وجه- كه ما بمعناى نفى باشد- هاروت و ماروت نام همان دو ملكى باشد كه سحر از آنها نفى شده و- ضمير- در يعلّمان بدو قبيله از جنّ و انس رجوع كند و براى همين جهت- ضمير- تثنيه مانعى ندارد و نيكو است.
و اين وجه- كه ما بمعناى نفى باشد- از ابن عباس و مفسرين ديگر حكايت شده، و از ابن عباس نيز نقل شده كه «ملكين» را بكسر لام قرائت ميكرد و ميگفت:
در چه زمان آن دو بى دين ملائكه بودند؟ بلكه آنها سلطان بودند. و بنا بر اين مانعى ندارد كه ضمير در(وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ) بآنها برگردد.
و بنا بر قرائت ابن عباس در آيه احتمال ديگرى است و اگر چه «ما» بمعناى نفى نباشد و آن احتمال اين است: كه آنها پيروى ميكردند آنچه را شياطين بر سلطنت سليمان مدعى بودند و نيز پيروى ميكردند سحرى را كه بر دو سلطان فرستاده ميشد ليكن فرستادن سحر اضافهاى بخداوند ندارد و اگر چه بدون قرينه ذكر شده زيرا كه خداوند سحر نازل نميكند بلكه از جانب برخى از گمراهان راهنمايى شده بودند و منظور از كلمه «انزال» اين نيست كه از آسمان فرستاده شده بلكه منظور اين است كه از نقاط بالاى شهرها بسوى آن دو حمل شده بود و در باره كسى كه از بالا بپائين هبوط كند كلمه «نزول» بكار ميرود.
و در «بابل» سه قول است:
ابن مسعود ميگويد: منظور: بابل عراق است زيرا كه اختلاف زبانها در آن اتفاق افتاد و در باره آن گفته شد «تبلبلت الالسن بها» يعنى زبانها در آن شهر مختلف گرديد.
[١] سوره ٢١ آيه ٧٨ و ما ناظر حكم آن دو بوديم.