ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨ - سبب دوم
اين دو نفر از هفت قاريان معروف نيستند، و براى يعقوب سه روايت است ١- روايت روح ٢- روايت زيد ٣- روايت رويس.
وقتى اهل كوفه و بصره با هم باشند ميگويند: «عراقى»
شامى تنها عبد اللَّه بن عامر يحصبى
او بر مغيرة بن ابى شهاب مخزومى و مغيرة بر عثمان بن عفان خواند و براى او دو روايت است ١- روايت ابن ذكوان ٢- روايت هشام بن عمّار
. چرا قرائت اينان سند شد؟
بدو سبب مردم بقرائت اينان اعتماد كرده و بدانها اقتداء و پيروى نمودند.
سبب اول
مقام شامخ و صلاحيت علمى آنان باضافه منحصر كردن كار خود باين امر و عنايت و اهميت زياد دادن بآن، سبب اول براى قبول و تبعيت ديگران شد و دانشمندان ديگرى كه پيش از اينان يا همزمانشان بودند و قرائتهايى كه بآنان نسبت داده شده ولى جزء شواذ بحساب آمده است چون آنان تنها بقرآن نمىپرداختند و بيشتر به فقه و حديث و مانند آنها اشتغال داشتند قرائتشان سنديت پيدا نكرد.
سبب دوم
- اين است كه آنان با مقام و موقعيت معروف خود و اطلاعشان از وجوه مختلف قرآن قرائتشان را حرف به حرف از اول قرآن تا آخر آن از افرادى ميگرفتند كه بامام يا يكى از قارئان بزرگ مستند ميشد.
پس از توجه به اين مقدمات بايد دانست كه ظاهر مذهب اماميه اينست كه آنان بر جواز قرائتى كه در بين قاريان متداول است اجماع دارند لكن خود، آن قرائتى را اختيار نمودند كه همه قرّاء جايز ميدانستند و قرائتى را كه فقط از يك نفر بوده دوست نميداشتند و در اخبار اماميه وارد شده است كه: قرآن فقط به يك حرف نازل شده است[١] اما عامه از رسول اكرم نقل ميكنند كه فرموده: قرآن به هفت حرف نازل شده است كه همه آنها شافى و كافىاند[٢]
[١] إنّ اْلقُرآنَ نَزَلَ بِحَرْفٍ واحِدٍ
[٢] نَزَلَ اْلقُرْآنَ عَلى سَبْعةُ أحْرُفٍ كلها شافٍ كافٍ