ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٦ - تفسير
(كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها)[١] (هر چه پوست تن آنها بسوزد به پوست ديگرى تبديل كنيم تا بسختى عذاب را بچشند) مؤيد اين قول است. بعضى معتقدند كه معناى آيه اين است كه: اهل جهنم با سنگهاى گداخته شده بآتش، عذاب ميشوند.
(أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ): (آتشى كه) براى كافران آماده شده است. با اين كه همه گناهكاران و فاسقان در آتش خواهند بود علت اينكه در اين آيه آتش را فقط براى كفّار بيان ميكند، اين است كه تنها دستهاى كه براى هميشه در آتش خواهند ماند كفّارند.
و يا از اين جهت است كه بيشتر جهنميان را كافران تشكيل ميدهند. و نيز گفته شده است بعلت آن است كه اين (نار) آتش مخصوصى مىباشد كه فقط براى كفّار است نه گناهكاران مسلمان. همانطورى كه در آيه ديگر ميفرمايد(إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ)[٢] (منافقان در طبقه زيرين جهنّماند).
اين آيات كه براى اثبات نبوت پيامبر اسلام و معجزه بودند قرآن استدلال ميكند و ميگويد: اگر در باره نبوت محمّد ٦ و قرآن ترديد داريد. سورهاى نظير آن بياوريد. خود جواب كسانى است كه ميگويند ما نمىتوانيم باستدلالات عقلى استناد كنيم و بر پايه عقل و استدلال افكار و نظريات (و اعتقادات) خود را استوار سازيم معتقدند عقل يك سره بايد كنار رود يا تنها در مسائل اعتقادى بايد آن را كنار گذارد[٣].
و نكته ديگرى كه از اين آيه بعضى استفاده كردهاند اين است كه از جمله
[١] آيه ٥٦ از سوره نساء
[٢] آيه ١٤٥ از سوره نساء
[٣] براى توجه ببطلان اين فكر: كه عقل از حريم معارف و اعتقادات دينى بايد كنار رود. كافى است باين مطلب توجه كنيم: آيا ميتوان در اصل توحيد يا نبوت و مسائل ديگرى كه باين دو ارتباط دارند جز بر پايه استدلال عقلى نظريهاى فهميد؟ اگر بنا شود عقل كنار رود چه پايهاى براى استدلال به سنديت قرآن و احاديث پيدا خواهيم كرد اگر در اين موارد حكم عقل پايه و اساس بود پس پذيرفتهايم كه عقل و استدلالات عقلى اگر بطور صحيح انجام شود اولين راهنماى انسانى است.