ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨ - شرح لغات
قول اوّل صحيحتر است زيرا كلمهاى كه حرف اولش حذف شده مانند عده و سمه همزه وصل بر سر آن در نميآيد.
اللَّه. اسم مخصوص خدا است و سيبويه در باره اصل آن دو وجه بيان ميكند:
١- الاه- بر وزن فعال كه حرف اول آن حذف و الف و لام جانشين آن شده است.
٢- لاه- بر وزن فعل كه الف و لام تعظيم بر سر آن در آمده و «اللَّه» شده است.
در اينكه كلمه اللَّه جامد و يا مشتق است خليل ميگويد: اسمى است غير مشتق و لازم نيست كه هر اسمى مشتق باشد، و كسانى كه آن را مشتق دانستهاند در اينكه اصل آن چيست اين وجوه را گفتهاند:
١- مشتق از «الوهيّت» بمعناى عبادت و معناى اللَّه بنا بر اين ذاتى است كه شايسته پرستش ميباشد.
٢- مشتق از «وله» بمعناى تحير، و معنايش بنا بر اين ذاتى است كه عقلها در كنه عظمتش متحيّر و سرگردانند.
٣- از «الهت» يعنى فزع و گريه كردم و خدا كسى است كه همه مردم در احتياجاتشان سوى او جزع و ناله ميكنند.
٤- از «الهت إليه» بسويش آرامش يافتم و معنايش اين است كه دلها با ذكر و يادش آرام مىگيرند.
٥- از (لاه) يعنى پوشيده شد كه او ذاتى است پوشيده از اوهام و آشكار و ظاهر با دليلها و برهانهاى عقلى.
(الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) دو اسمند كه از رحمت گرفته شده و براى مبالغهاند جز اينكه در «فعلان» (رحمن) مبالغه بيشترى است از «تغلب» حكايت شده است كه بعقيده او كلمه (رحمن) عربى نيست باستناد آيه كريم كه در مقام استغراب و تازه بودن كلمه گفتند «رحمن» چيست؟ (قالوا و ما الرحمن) ولى اين عقيده درست نيست