ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٣ - تفسير
(وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ ...)- و ياد ميگرفتند چيزى را كه بضرر ايشان بود و نفعى نداشت.
در آخرت بآنها ضرر متوجه ميكرد و اگر چه در دنيا بنفع آنان بود زيرا كه هدف آنان از ياد گرفتن سحر انجام دادن و ارتكاب بود نه دورى و اجتناب پس در حقيقت مقدمه ضرر در آخرت را با اراده بد خود فراهم ساختند.
(وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ ...)- دانستند كه آنهايى كه خريدارى كردند سحر را در آخرت بهرهاى ندارند.
قتاده و گروهى از مفسرين ميگويند: منظور از اين جمله اين است: يهودى كه كتاب خدا را ترك و پشت سر انداختند دانستند كه هر كه سحر را در برابر دين خدا اختيار كند در آخرت بهرهاى ندارد و بنا بر اين ضمير در «اشتراه» به سحر بر ميگردد.
(وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ...)- و بد است آنچه خويشتن را بآن فروختند.
بد است آن چيزى كه بهره خويش را بآن فروختند كه آن عبارت از تجارت به سحر است.
(لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ...)- اگر آنان دانا باشند.
در آن چند وجه است.
١- آنهايى كه دانايند با آنهايى كه نميدانند دو گروهند، گروه اول عبارت است از شياطين يا يهودى كه كتاب خدا را پشتسر انداختند و گروه دوم آنهايى هستند كه سحر آموختند و ياد گرفتند.
٢- دانايان و نادانان يك گروهند و اختلاف در مورد دانايى و نادانى است مثل اينكه خدا آنان را توصيف ميكند به اينكه آنان از لحاظ نبودن بهرهاى براى كسى كه سحر را در برابر دين خدا اختيار ميكند عالم و دانا و از نظر حقيقت عذاب الهى و كيفر دائمى در روز قيامت جاهل و نادانند.
٣- ثمره نفى علم از آنان بعد از اثبات آن اين است كه آنان بر وفق دانايى