ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٠ - تفسير
سائل را مشاهده كردند اضطراب و ناراحتى در آنان پيدا شد سائل گفت شما مشكوك بنظر ميرسيد و با اين زن زيبا خلوت كردهايد و مرد بدى ميباشيد اين بگفت و بيرون رفت.
زن بآن دو گفت: پيش از آنكه اين مرد شما را رسوا كند و مرا نيز رسوا سازد او را نابود كرده و بكشيد و سپس با آرامش فكر و امنيت كامل خواسته خود را عملى سازيد برخواستند و مرد را پيدا كرده و بقتل رسانيدند و با خيال راحت بسوى زن برگشتند ديدند اثرى از آن نيست بدن برهنه و پرهايشان ريخته شد و در دستشان قرار گرفته است.
خداوند وحى فرستاد كه شما را يك ساعت بزمين فرستادم در اين مدت كوتاه چهار نافرمانى كرديد با اينكه قبلا نهى كردم و تذكر دادم و با اين وصف مرا ناديده گرفته و از من حيا نكرديد در حالى كه شما نسبت بفرزندان آدم و گناهان آنان بيش از ديگران عيبجويى ميكرديد و چارهاى جز كيفر براى شما نيست يا عذاب دنيا را اختيار كنيد و يا عقوبت آخرت را.
آنها عذاب دنيا را اختيار نمودند و سپس مردم را در سرزمين بابل سحر ميآموختند و هنگامى كه مردم ياد گرفتند از زمين بآسمان بلند شدند و تا روز قيامت آن دو در هوا معلّق و معذب هستند.
اين روايت را عياشى از امام باقر ٧ نقل كرده ليكن كسى كه براى ملائكه عصمت و مصونيت قائل است اين معنا را باور نداشته و نمىپذيرد.
(وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ ...)- و ياد نميدادند كسى را مگر اينكه بگويند ما فتنه و امتحان هستيم.
آن دو ملك هيچكس را تعليم نمىدادند و عرب كلمه «علم» را بمعناى «اعلم» استعمال ميكند يعنى آشنا نمىساختند كسى را باوصاف و چگونگى سحر مگر بعد از آنكه ميگفتند: ما فتنه و امتحان هستيم و موجب ناراحتى.
و علّت اينكه موجب ناراحتى هستند اين است: آنان سحر را تعليم داده و در