ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٢ - تفسير
بود از نهى و بازداشتن از سحر و آن را مرتكب شده و بكار ميبردند همانطور كه گفته ميشود: «ليت لنا من كذا و كذا» اى كاش بود براى ما بجاى فلان چيز و فلان همانطور كه شاعر ميگويد:
|
جمعت من الخيرات رطباً و علبة |
و صرّاً لا خلاف المزمّمة البزل |
|
|
و من كل اخلاق الكرام نميمة |
و سعياً على الجار المجاور بالمحل[١] |
|
(ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ ...)- آنچه را كه باعث جدايى ميان مرد و همسرش ميشد.
و در آن چند وجه است:
١- قتاده ميگويد: آنان بين مرد و همسرش ايجاد مودّت و گاهى ايجاد بغض و عداوت كه منجر به جدايى و افتراق ميشد مينمودند.
٢- يكى از زن و شوهر را گمراه نموده وادار بر كفر و شرك ميكردند و در نتيجه بعلت اختلاف در دين و مرام از ديگرى كه مؤمن و يا بر جاى در دين بود جدا ميشد.
٣- آنان ميان زن و مرد سعادت و سخنچينى نموده تا حدى كه وضع آنان بجدايى و تفرقه ميگرائيد.
(وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ...)- و بسبب آن ضررى را متوجه كسى نميكردند مگر باذن پروردگار.
ضررى را متوجه ديگرى نمىگرديد مگر اينكه خدا دانا بود و بنا بر اين بصورت تهديد و ترساندن است.
حسن ميگويد منظور از «اذن اللَّه» تخليه خداوند است. او ميگويد: هر كه را اراده خدا تعلق بگيرد او را دور كرده و سحر باو ضررى نميرساند و هر كه را او بخواهد ميان او و سحر تخليه كرده و در نتيجه گرفتار ضرر سحر خواهد شد.
[١] بجاى مال گرد آوردم پوستى كه در آن شير است و قدحى و چيزى كه پستان حيوان بآن بسته ميشود.
و بجاى اخلاق كريمه نميمه و سخنچينى و سعايت نسبت به همسايه مجاور.