فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - لقطه و مجهول المالك (١) آیة الله سيدكاظم حائرى
آن آمد [آن را به او بده] در غير اين صورت، آن لقطه مانند مال خودت خواهد بود.
وجود قرينه بر اينكه نهى در اين روايات از باب كراهت نيست، بلكه ارشاد به دشوارى تكليف يا خوف وقوع در حرام است، موجب نمىشود كه نهى در روايات ديگر را بر ارشاد حمل كنيم؛ مانند روايت حسين بن ابى علا كه پيش از اين گذشت. امام صادق(ع) در آن روايت فرمود: «متعرض لقطه نشو. اگر مردم، لقطه را به حال خود واگذارند، صاحب آن خواهد آمد و آن را بر خواهد داشت». تعليل در اين روايت، بر كراهت دلالت دارد و ربطى به مسئله دشوارى تكليف يا خوف از وقوع در حرام ندارد. پس روايات، ظهور در كراهت برداشتن لقطه، خصوصاً لقطه حرم يا لقطهاى كه مانند آن است، دارند.
تاكنون روشن شد كه برداشتن لقطه با وجود نهى از التقاط در روايات به طور مطلق يا در حرم يا عنوانى نزديك به حرم ؛ مانند منا، جايز است.
مسئله ديگر در باره التقاط اين است كه آيا جواز التقاط مختصّ به غير حيوان است يا شامل حيوان نيز مىشود؟
از برخى روايات به دست مىآيد ميان حيوانى كه خوف تلف آن وجود دارد و ديگر حيوانات، فرق است و التقاط در قسم اول جايز ولى مكروه است و در قسم دوم جايز نيست.
هشام بن سالم در روايت معتبرى از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود:
جاء رجل إلى النبي (ص) فقال: يا رسول اللّه، إنى وجدت شاة. فقال رسول اللّه (ص): هي لك أو لأخيك أو للذئب. فقال: يا رسول اللّه، إنّي وجدت بعيراً. فقال: معه حذاؤه و سقاؤه، حذاؤه خفّه و سقاؤه كرشه، فلاتهجه؛ (٢٢)
مردى نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا، من گوسفندى يافتهام.
(٢٢) وسائل الشيعه، ج١٧، باب اول از ابواب لقطه، ص ٣٦٣، ح١.