بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - فرجام پيروي از هواي نفس
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛[١] آيا ديدي کسي را که هواي نفس خويش را معبود خود قرار داد و خدا از روی دانش گمراهش کرد و بر گوش و دلش مُهر نهاد و بر چشمش پرده افکند؟ پس کيست که او را پس از [فرو گذاشتنِ] خدا راه نمايد؟ آيا پند نميگيريد؟
مرحوم علامه طباطبايي(رحمه الله) در تفسير اين آيه ميفرمايند:
تقديم داشتن واژة «الهه» بر واژة «هواه»، در جملة مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاه گوياي اين است که آن شخص ميدانسته اله و خدايي دارد که بايد او را بپرستد. اما او به جاي خداوند سبحان، هواي خود را ميپرستد... . پس چنين کسي دانسته به خداي سبحان کافر گشته است. از اين روي، به دنبال آن جمله، خداوند فرمود: «و خدا از روي دانش گمراهش کرد... .
ايشان دربارة جمله دوم ميفرمايند: اين شخص با اضلال خداوند متعال گمراه شده و گمراه ساختن او به عنوان مجازات صورت گرفته است. براي اينکه او از هواي خود پيروي کرد و خدا او را گمراه کرد، با اينکه او عالم بود و ميدانست که راه را عوضي ميرود».[٢]
در آية ديگري خداوند دربارة دنياپرستان و کساني که قلب خود را از ياد و توجه به خدا و آخرت برکنده و به لذتهاي دنيا و زندگي حيواني سپردهاند، ميفرمايد:
ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ؛[٣] واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان سازد؛ پس به زودي خواهند دانست.
[١] جاثيه (٤٥)، ٢٣. [٢] سيدمحمدحسين طباطبايي، الميزان، ج ١٨، ترجمة سيدمحمدباقر موسوي همداني، ص ٢٧٩، ٢٨٠. [٣] حجر (١٥)، ٣.