بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - ضرورت وجود غرايز و حالات رواني، و لزوم استفادة مناسب از آنها
ترس و اندوه خوشايند انسان نيست، ولي اين حالات آثار مفيدي دارند، و اگر بجا از آنها استفاده شود، ميتوانند سازنده باشند. مشکل اساسي ما اين است که از حالات و غرايز خود به درستي بهره نميگيريم و در استفاده از آنها دچار افراط و تفريط ميشويم. ما معمولاً از شهوات و امور غريزي مانند خوردن، آشاميدن و شهوت جنسي که خواستني و باب طبعمان هستند، خوشمان ميآيد، اما در اينکه آنها را از کجا برآوريم و در چه راهي به کار بريم و نيز در چه حدي از آنها استفاده کنيم، دچار اشتباه ميشويم. اما از حالات ناملايم با طبع، نظير غضب که مقابل شهوتاند، خوشمان نميآيد. در صورتي که حالت غضب نيز در نهاد انسان زايد نيست بلکه خود نعمتي است که بايد جاي کاربرد آن را شناخت و حد استفاده از آن را رعايت کرد. آيا پسنديده است کسي که دشمن به او حمله برده و به او هتاکي و فحاشي کرده است، خونسرد و بياعتنا باشد و هيچ واکنشي نشان ندهد؟ آيا ميتوان کسي را که به مال يا ناموسش تجاوز ميکنند و او ناراحت و خشمگين نميشود، انسان ناميد؟ انسان در مقام دفاع و در برابر خطرات بايد از قوة غضب خود استفاده کند و واکنش نشان دهد؛ اما افزون بر آنکه بايد بداند در کجا از اين قوه استفاده کند، بايد از افراط نيز بپرهيزد.
از جمله مواردي که بايد غضبناک و ناراحت شد و واکنش نشان داد، جايي است که به ناموس انسان جسارت کنند يا شرف او را پايمال سازند، و مهمتر از اينها، جايي است که به دين بيحرمتي کنند. در اين موارد نبايد بياعتنا بود.
شادي و سرور، که در برابر امور خوشايند و مطبوع به انسان دست ميدهد، خود نعمتي الاهي و منشأ تحول، اميد و تحرک انسان است. اگر نعمت شادي و نشاط از انسان گرفته شود، دل او پيوسته افسرده ميماند و ديگر نه انگيزة تلاش براي دنيا خواهد داشت و نه آخرت؛ و کسي نيز رغبت نميکند با او معاشرت داشته باشد. در