بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - کيفر وانهاده شدن به خويش و حرمان از هدايت الاهي
کسي که خداوند او را به خودش وانهد، راهنماي مطمئني نخواهد داشت و در پي کسي ميرود که خود گمراه است يا به فکر و رأي بياعتبار خويش اعتماد ميکند. نشانة گمراهي او اين است که اگر او را به تجارت و منفعت دنيا دعوت کنند ميپذيرد. او نيرو و توان خود را صرف تجارت و کسب و کار دنيا ميکند تا به ثروت و امکاناتي که در پي آن است دست يابد. البته شيطان نيز او را به حال خويش رها نميکند و با وسوسههايش وي را برميانگيزد تا حتي از راههاي نامشروع در پي برآوردن خواستههاي دنيايياش برآيد. اما در برابر، اين انسان گمراه و غافل وقتي به تجارت و تلاش براي آخرت دعوت ميشود، تنبلي و کوتاهي ميکند و از تلاش براي رسيدن به سرمايه و ثروت جاودانة آخرت سر باز ميزند.
حضرت در سخن خويش از دو تعبير قرآني «حرث الدنيا» و «حرث الآخرة» بهره گرفته و به اين ترتيب ما را متوجه اين حقيقت ساختهاند که دنيا کشتزار يا محل تجارت است. اگر ما دنيا را اصيل بدانيم و هدفمان صرفاً رسيدن به آن باشد و همة تلاش خود را صرف رسيدن بدان کنيم، دستاوردي جز متاعي ناقابل و ناچيز نخواهيم داشت. اما اگر از اين فرصت براي کسب کمالات و مقامات معنوي و جلب رضايت الاهي بهره بريم، به ثروت بينهايت و جاودانة آخرت و رضوان خداوند دست خواهيم يافت. خداوند در اينباره ميفرمايد:
مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ؛[١] هرکه کشتِ آن جهان خواهد براي او در کشتش ميافزاييم، و هرکه کِشت اين جهان خواهد به وي از آن ميدهيم و در آن جهان هيچ بهرهاي ندارد.
[١] شوري (٤٢)، ٢٠.