بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - ب) نقش پيروي از هواي نفس در&zwj &lrm کوري چشم دل
وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛[١] ولي دلهايشان سخت شد و شيطان کارهايشان را در نظرشان بياراست.
تزيين و آراستگي رفتار به دست شيطان، موجب ميشود که قدرت تشخيص از عقل گرفته و چشم انسان به روي حقيقت بسته شود و گوش او پند و اندرزهاي اولياي خدا را نشنود. بر اين اساس، به تجربه دريافتهايم که گاه انسان ميپندارد که رفتاري لذت فراواني دارد و به همين دليل انجامش ميدهد، اما پس از پايان آن و ارضاي خواست دل، درمييابد که لذت آن کار اندک و حقير بوده، و در قبال لذتي حقير، مصالح و منافع بيشتري را از دست داده است.
آري، پيروي از هواي نفس موجب گمراهي انسان و انحراف او از مسير حق ميشود. کسي که نميتواند بر هواي نفس خود تسلط يابد، حتي اگر بخواهد کار خدايي کند و در راه او قدم بردارد، چون محرک اصلي او هواي نفس و شيطان است، تحت تأثير حيلهها و وسوسههاي شيطاني، عيب رفتار خود را نميبيند و ميپندارد که کار خوب و صالح انجام ميدهد و خدا را عبادت ميکند. اما بندة محبوب خدا و رسته از دام شهوات و اسارت شيطان، انگيزهاي جز کسب رضايت خداوند ندارد و پيش از هر کاري به تعقل و تفکر ميپردازد و مصلحت آن را با مفسدهاش، و منافع دنيوي و اخروياش را با زيانهاي دنيايي و آخرتياش ميسنجد و اگر منافع و مصالحش را بيشتر ديد بدان اقدام ميکند.
ممکن است از جملة «فخرج من العمي» استفاده شود که انسانها نوعاً کوردلاند؛ چون کوردلي برآيند و لازمة هواي نفس به شمار ميآيد که مقتضاي طبيعت و بُعد مادي وجود انسان است، و هرکس خود را از هوا و هوس رهانيد، از کوردلي خارج شده است و چشم دلش روشن ميشود و در نتيجه از مشارکت با هواپرستان دوري ميگزيند.
[١] انعام (٦)، ٤٣.