بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - تبيين حکم ثانوي اطاعت از پدر و مادر
تبيين حکم ثانوي اطاعت از پدر و مادر
حکم شرعي اولي دربارة برخي کارها، جواز و اباحه است. مثلاً سفر رفتن يا غذا خوردن جايز و مباحاند، اما اگر پدر و مادر به فرزندشان فرمان دهند که سفر برود يا غذا بخورد، چون اطاعت از پدر و مادر دستكم در صورتي که مخالفت با آنان موجب رنجش و اذيتشان شود واجب است، آن کارِ مجاز با عنوان ثانوي واجب ميگردد. بيترديد در اين صورت تغييري در حکم خدا پديد نيامده و حکم اولي زايل نشده است؛ بلکه به جهت ترتب عنوان ثانويِ اطاعت از پدر و مادر و به تبع آن توجه حکم ثانوي وجوب اطاعت از آنها، موضوع حکم اوليِ جواز به طور موقتْ زايل و موضوع حكم ثانوي جايگزين آن شده است. پس با امر پدر و مادر، موضوع جديدي بر موضوع حکم اولي مترتب ميشود و آن را کنار مينهد، وگرنه حکم ثانوي وجوب اطاعت از پدر و مادر حکم شرعي است که از سوي شارع جعل شده بود و هرگاه موضوع اين حکم تحقق يافت، آن حکم به مکلف توجه پيدا ميکند و به هيچ وجه اين حکم ثانوي و نيز ديگر احکام ثانوي که به تناسب عناوين ثانوي از سوي شارع جعل شدهاند بدعت در دين به شمار نميآيند.
روشن است که وجوب اطاعت از پدر و مادر در صورتي است که اطاعت از آنان و انجام دستورشان تعارضي با حکم الزامي خداوند نداشته باشد؛ وگرنه در صورتي که دستور ايشان با حکم واجب يا حرام الاهي منافات داشت و نافرماني خداوند را در پي آورَد، نبايد به خواست آنان عمل کرد و در چنين مواردي حکم الزامي الاهي بر خواست ايشان مقدم است. چنانکه خداوند ميفرمايد:
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا؛[١] و به انسان سفارش کرديم که به پدر و مادر خود نيکي کند، و اگر بر تو سخت گيرند و بکوشند تا آنچه را بدان علم نداري با من شريک گرداني، از ايشان اطاعت مکن.
[١] عنکبوت (٢٩)، ٨.