بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - سرپيچي مسلمانان سست عنصر از دستورات رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
اثبات ادعاي خود معجزاتي ميآورَد، به ايشان ايمان آوردند و سربسته آنچه را ايشان مأمور بود از سوي خدا بياورد پذيرفتند و ملتزم گشتند که به آنها عمل کنند. بيترديد ايمان آنان ناقص بوده است؛ زيرا اگر ميدانستند در ميان آنچه پيامبر ميآورد پذيرش پارهاي احكام و عمل به آنها براي ايشان دشوار است، از همان ابتدا آنها را نميپذيرفتند. (ايمان کامل وقتي تحقق مييابد که فرد همة آنچه پيامبر خدا آورده تصديق کند و بپذيرد و در مقام عمل نيز خالصانه به آنها عمل کند، خواه موافق ميل او باشند، خواه مخالف.)
وقتي رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دستور جهاد ميدادند، برخي مسلمانان راحتطلب و سستعنصر، چون از به خطر افتادن جان خود ميترسيدند، بهانه ميآوردند و از شرکت در جنگ خودداري ميکردند. قرآن در اينباره ميفرمايد:
وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا؛[١] و آنگاه که گروهي از آنان گفتند: اي اهل مدينه شما را جاي ماندن نيست، پس [به مدينه] باز گرديد و گروهي از آنها از پيامبر رخصت [بازگشت] ميخواستند و ميگفتند: خانههاي ما بيحفاظ است (از دزد و دشمن در امان نيست) و حال آنكه آن خانهها بيحفاظ نبود، اينان آهنگي جز گريختن نداشتند.
همچنين برخي از آنان که به شدت دلبستة اموال خود بودند، وقتي رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از آنها ميخواست که زکات مالشان را بدهند، زير بار فرمان آن حضرت نميرفتند و ميگفتند ما کافر نيستيم كه جزيه بدهيم. قرآن كريم ميفرمايد:
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْم
[١] احزاب (٣٣)، ١٣.