بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - مفهوم نفس و عقل در علم اخلاق
نفس، نظير نفس امّاره و نفس لوّامه بدين معنا نيست که او چند هويت و چند خود دارد که در حال کمون و بروزند و يکي در برابر ديگري قرار ميگيرد و آن را عقب ميراند و خاموشش ميکند. انسان يک نفس و يک روح با تمايلات و گرايشهايي گوناگون دارد، و اين تمايلات و گرايشها در مقام تحقق و ارضا با يکديگر تزاحم مييابند. انساني را در نظر بگيريد که گرسنه و نيازمند غذاست، و در عين حال ميخواهد شخصيت و آبرويش محفوظ بماند. او براي سير کردن شکمش مجبور است که دست خود را در برابر ديگران دراز کند و در اين صورت آبرويش ميريزد. در نتيجه بين دو گرايش و دو خواسته تزاحم و کشمکش رخ ميدهد و اين کشمکش بدان معنا نيست که او دو هويت و دو «من» دارد. اينکه قرآن گاهي نفس را در حکم يک موجودِ نکوهيده مطرح کرده و آن را «نفس امّاره» ناميده است، بدان معنا نيست که در انسان موجود مستقلي به نام نفس امّاره هست و در مقابل آن نفس لوّامه قرار دارد؛ بلکه منظور آن است که در درون آدمي تمايلات و خواستههايي وجود دارند که اگر مهار و تعديل نشوند طغيان ميکنند و او را به تباهي و بيبندوباري سوق ميدهند. بنابراين کارکرد نفس امّاره در بستر غريزة جنسي اين نيست که نفسْ انسان را به ارضاي غريزة جنسي وا ميدارد، بلکه اين نفس حد و مرزها را رعايت نميکند و از حدود شرعي و حلال ميگذرد. از سوي ديگر، نفس انسان به کمال و تعالي نيز تمايل دارد و اين کمال از هر راهي به دست نميآيد، و اگر انسان از مسير کمال خارج شد، پس از آنکه به زيان و خسارت خود پي برد پشيمان ميشود و خود را سرزنش ميکند. به عمل سرزنش و ملامتگري نفس که در پي قصور و کوتاهيهاي او رُخ ميدهد، «نفس لوّامه» ميگويند.
اگر گفتهاند عقل و نفس با يکديگر مبارزه ميکنند، براي درک بهتر جهتدهي صحيح به تمايلات و گرايشهاي نفساني و زيان عدم کنترل تمايلات است، وگرنه آن دو در عرض هم نيستند؛ زيرا نفس چنانکه خواهشها و تمايلاتي دارد، عقل نيز دارد،