بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٤ - بازتاب انحرافات و روي برتافتن از حق
سياق و مضامين خطبه گوياي آن است که سخنان حضرت ناظر به انحرافها و بدعتهاي زمان خودشان بوده و ايشان از ظلم، بيعدالتي و غربت دين و قرآن در زمان خويش شکوه ميکنند. همچنين امام(عليه السلام) در برخي خطبهها از بدعتها و انحرافات آينده خبر ميدهند. ايشان در خطبة ١٤٧ از دوران حاکميت بنياميه خبر ميدهند که حق از مدار خويش خارج ميشود و به خاموشي ميگرايد؛ باطل بازيگر ميدان ميشود و به خودنمايي ميپردازد؛ و دروغ بستن بر خدا و رسول فزوني ميگيرد. دوراني که در آن هيچ کالايي کمرونقتر از کتاب الاهي نباشد، آنگاه که به درستي خوانده شود و بدان عمل گردد؛ و نيز پرسودتر از آن نباشد، آنگاه که تحريفش کنند. در آن دورانْ کار به جايي ميرسد که در جايجاي کشور، ناشناختهتر از معروف و کار نيک چيزي نباشد، و نيز شناختهتر از منکر و ناراستي و ناشايستگي به چشم نخورد؛ زماني که حاملان و معتقدان قرآن آن را کنار زنند و حافظان کتاب الاهي آن را به فراموشي سپارند. در آن دوران، قرآن و پيروانش چونان تبعيديان و آوارگاناند و پناهگاهي ميان مردم ندارند.
آري، در آن زمان، قرآن و قرآنيان بهظاهر در ميان مردم و با مردماند، ولي در واقع بيجايگاه و دور از آناناند؛ زيرا گمراهي با هدايت سازگار نيست گرچه با هم در يک جا گرد آيند.
در اين خطبه حضرت با سخنان هشدارآميز خود وضعيت روحي و فرهنگي مردم را در آينده ترسيم و ابتلاي آنان را به انحطاط و انحراف از فرهنگ اصيل اسلام پيشگويي ميكنند. روحية حاکم بر برخي خواص جامعه، پيجويي اهداف دنيوي، حتي به بهاي افترا و دروغ بستن به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) و تفسير به رأي قرآن و دين و گمراه ساختن مردم است. مردم نيز در صورتي مشتري قرآناند که كتاب خدا طبق هواهاي نفسانيشان تفسير شود.
از منظر روانشناسي، انسانهايي که درصدد تحريف معارف ديني برميآيند و با