بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - ج) مرتبه گناه کاران
همنشين شيطاناند و او در همة شئون زندگي، افکار و رفتارشان نفوذ ميکند در حالي که دلهاشان از ياد خداوند تهي است:
وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ؛[١] و هرکه از يادکرد خداي رحمان روي برتابد، شيطاني بر او ميگماريم که وی را دمساز و همنشين باشد، و هر آينه آنها (شيطانها) آنان را از راه بازدارند و برگردانند و آنان ميپندارند که راهيافتگاناند.
دل انسان يا جلوهگاه نور و ياد خدا ميشود و يا جولانگاه شيطان، و بر اساس نظامي که خداوند در حوزة رفتار اختياري انسان در نظر گرفته، اگر کسي خداوند را فراموش کرد و از او غافل شد، شيطان به او نزديک و بر وي چيره ميشود. پس شيطان بيسبب طوق بندگياش را بر گردن کسي نمياندازد، و وقتي کسي از دستورات خدا سرپيچيد و افتخار بندگي او را از دست داد، خداوند شيطانها را سوي وي ميفرستد تا با او همنشين و رفيق شوند و از آن پس، سروکار او با شيطان است و در هر حال فکر او متوجه تمايلات شيطاني ميگردد. او در سرسپردگي شيطان تا آنجا پيش ميرود که کاملاً تحت سلطة او درميآيد و زمام اختيار خويش را به دست او ميدهد، و بدين ترتيب نميخواهد و نميتواند خود را از دست شيطان نجات دهد و روزنههاي حقيقت و نور کاملاً به روي او بسته ميشود. چنين کسي نه گوش براي شنيدن سخن حق دارد و نه چشمي براي ديدن حقايق و نه دلي که به انديشه در حقيقت بپردازد:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ؛[٢] کساني که کافر شدند برايشان يکسان است که آنان را بيم دهي يا ندهي؛ آنان ايمان نميآورند.
[١] زخرف (٤٣)، ٣٦، ٣٧. [٢] بقره (٢)، ٦، ٧.