بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٤ - سرسپردگي عالم نمايان خودپرست به شيطان
کردند و در نتيجه، شيطان نيز جان و دل آنان را دامگه و آشيانة خويش قرار داد و به پرورش و شکلدهي انديشهها و رفتار آنان پرداخت. اکنون اين پرسش مطرح ميشود که شيطان چگونه با انسان ارتباط برقرار ميکند و او را شريک خود ميسازد و از مسير انديشهها و رفتار او اهداف و خواستههاي خود را محقق ميسازد؟ آيا شيطان بدون مقدمه و وجود زمينة قبلي کسي را براي خود برميگزيند و بر او مسلط ميشود و زمام اختيارش را به دست ميگيرد، و او چارهاي جز اطاعت ندارد؟ يا آنکه به تدريج و از مسير خاصي عواملي در انسان شکل ميگيرند و تقويت ميشوند که سرانجام به تسلط شيطان بر انسان ميانجامند؟ به تعبير ديگر، سلطة شيطان و سقوط انسان، بر اثر عاملي جبري رخ نميدهد، بلکه کار شيطان از فريب دادن انسان و آراستن خطاها و گناهان او تجاوز نميکند و شيطان هرگز نميتواند قدرت اختيار و انتخاب را از انسان باز گيرد. خداوند سه عامل مهم و اثرگذار عقل، فطرت و پيامبران را فراروي انسان نهاد که راه سعادت و هدايت را به ما مينمايانند، و با وجود آنها، شيطان مجالي براي گمراه کردن انسان نمييابد. اما وقتي انسان اين عوامل هدايتبخش را در درون خود خنثا و بياثر ساخت، به اختيار خود طوق بندگي شيطان را بر گردن مينهد و آن موجود پليد و رهزن طريق سعادت و خوشبختي را بر تفکر و رفتار خويش حاکم ميسازد. اين همان پاسخي است که شيطان در قيامت به دوزخياني ميدهد که او را سرزنش ميکنند:
وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛[١] و چون کار [حسابرسي در رستاخيز] فرا رسيد، شيطان [به
[١] ابراهيم (١٤)، ٢٢.