بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - عدالت ورزي و حق گروي و پيروي دوستان خدا از قرآن
ديگر قواست (زيرا بيشتر انحرافاتي که در شريعت از آن نهي شده ناظر به شهوات است). حضرت بارزترين مصداق عدالتورزيِ برگزيدگان خدا را کنار زدن هواي نفس برميشمارند؛ چه، سالک براي مهار رفتار خود، بيش از هر کار، بايد به اصلاح قوة شهويه بپردازد و در اين باره حدود الاهي را رعايت کند، و دربارة خوردنيها، آشاميدنيها، آميزش و کسب درآمد و اموري از اين دست، از حدود الاهي خارج نشود.
امام(عليه السلام)، سپس در بيان صفت ديگري از صفات بندگان برگزيدة خدا ميفرمايند:
يَصِفُ الْحَقَّ وَ يَعْمَلُ بِهِ لَا يَدَعُ لِلْخَيْرِ غَايَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا؛ در سخن، حق را به نيکويي تفسير ميکند و در عمل بدان پايبند است. هيچ هدف خيري نيست که آهنگ آن نکند و در راه تحقق آن گام نزند، و گمان خيري نبرده که به سوي آن نشتافته باشد.
سالک طريق خدا در توصيف حقْ اميال و هواهاي نفساني خويش را دخالت نميدهد و معيار او در توصيف حق، قانون هستي است، که بر موجوديت و حيات او حاکم است؛ قانوني که بنابر آن همة عالم و تمام هستي او متعلق به خداست و او وظيفهاي جز بندگي خداوند ندارد و نبايد خود و غيرخدا را در برابر او مستقل ببيند و براي آنها سهمي و شأني در نظر گيرد. آنگاه که به اين درجه از معرفت رسيد، بايد به مقتضاي آن نيز عمل کند. روح بندة سالک چون تشنة خير و کمال است افقهاي متعالي سعادت و خير و کمال را مينگرد و همواره براي رسيدن به کمالاتي فزونتر، روح خود را تشنه و بيتاب نگاه ميدارد، و زماني از اين پويايي دست ميکشد که به کمال نامتناهي، يعني قرب الاهي، نايل آيد. او در مسيرِ به فعليت رساندن استعداد کمالجوييِ خود از احتمال و گمان خير و کمال نميگذرد و براي اينکه يقين کند که به سرحد تعالي و کمال رسيده، آنچه را احتمال ميدهد و گمان ميبرد که خير و کمال و غذاي روح اوست، فراچنگ ميآورد و از آنْ صرفنظر نميکند.