بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - آويختن دوستان خدا به ريسمان سترگ الاهي
در مسير قرب الهي، شخصيت عظيمي چون امير مؤمنان(عليه السلام) به عاليترين مقام و منزلت دست يافت؛ منزلتي که نه فقط رسيدن به آن براي ديگران ممکن نيست، بَل اگر ما صد سال عمر ميداشتيم و آن را صرف شناخت و معرفت مقام و منزلت آن حضرت ميکرديم، نميتوانستيم به مقامي که ايشان در دوران کودکي و در طليعة بعثت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بدان دست يافتند معرفت يابيم، چه رسد که به مراتب نهايي معرفت و منزلت آن حضرت شناخت پيدا کنيم. آن حضرت از دوران کودکي و شيرخوارگي در آغوش پيامبر(صلى الله عليه وآله) جاي گرفت و در دامان ايشان پرورش يافت تا اينکه در بزرگسالي به چنان مقام و منزلتي رسيد که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود:
ضَرْبَةُ عَليٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْن؛[١] ضربة شمشير علي(عليه السلام) در جنگ خندق (که بر فرق عمرو بن عبدود فرود آورد) از عبادت همة آدميان و جنيان[٢] برتر است.
چنين شخصيتي با آنهمه مجاهدت و جانفشاني در راه خدا و عبادتهاي بيشمار، که نقل کردهاند روزي هزار رکعت نماز ميخواندهاند، و نيز با آن همه احسان و دستگيري از فقرا و يتيمان، نيمهشبان از ترس عذاب الاهي به خود ميلرزيدند و ناله سر ميدادند. يکي از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» نزد معاويه بود و او از وي ميخواهد که دربارة امير مؤمنان(عليه السلام) سخن بگويد. ضرار در پاسخ ميگويد: من به چشم خود وي را در موقعيتهايي ديدم که پردة سياه شب همهجا گسترده بود و او در محراب عبادت ايستاده، در حالي که محاسن خويش را به دست گرفته بود و مانند مارگزيدهاي به خود ميپيچيد و اندوهمندانه ميگريست و ميگفت:
[١] حسن بن محمد، ديلمي، ارشاد القلوب، ج ٢، ص ٢١٥. [٢] «الثقلين» در اين حديث شريف، ناظر به پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) و ديگر امامان معصوم(عليهم السلام) نيست و آنان را دربر نميگيرد، بهويژه با توجه به اينکه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از امير مؤمنان(عليه السلام) برتر است.