حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٩ - حدیث «عشرة مبشّرة» یا استفادههای سیاسی از روایت
گنجاندن چهار خلیفه راشدین، طلحه و زبیر، عبدالرحمنبنعوف و ابوعبیدهبنجراح، احتمال دارد در نگاهی واقعى قابل توجیه باشد، به اینکه ما چندین خبر داریم که پیامبر٦ با هر یک از آنها به طور خاصى درباره دستیابى آنها به بهشت، صحبت کرده است؛ در حالى که تلفیق ابوبکر، عمر، عثمان، علی٧، طلحه، زبیر، سعدبنابىوقاص و عبدالرحمنبنعوف ممکن است در دورههاى سیاسى بعد، در نقلها به عنوان خلفا یا اعضاى شوراى عمربنخطاب به شمار آمده باشد. این شورا به طور سنتى براى تعیین شش صحابه قطعیت یافته بود؛ کسانى که به احتمال قطعى، جانشین عمر بودند. آنها کسانى بودند که عمر فراخوانده بود با هم باشند و یکى از میان خودشان را براى جانشینى عمر انتخاب کنند. بنابراین، این هماهنگى ممکن نیست که به طور توافقى _ به استثناى سعیدبنزید _ رأى اعضاى شورا با بقیه لیست عشره، مشابه باشد؛ افزون بر این، به اندازه کافى شواهدی در نوشتهاى وجود دارد که اظهار مىکند ابوعبیده آن زمان در قید حیات بوده است، شاید او براى مشارکت در شورا فراخوانده شده بود.
به طور قطع، این مشکل ممکن است درباره ابوعبیده جراح حل شده باشد، البته اگر او طبق تئورى «هنرى لامن» یکى از پذیرفتهشدگان باشد؛ یعنی ابوبکر، عمر و ابوعبیدة بن جراح همان سه نفرى هستند که در شورا معتبر دانسته شدند. ابوعبیده، نقش سیاسى بسیار مهمى درباره آنچه به طور معمول اسناد نوشتهها گزارش کردهاند، به تصویر کشیده است. البته دلیل توجیهى قرار دادن سعیدبنزید در آخر لیست نامشخص است و به طور ساده ممکن است نتیجه گرفته شود که خودش از زمره افراد این حدیث باشد. گرچه از مطالعه سلسله اسناد، هیچ تناقضى آشکار نمىشود، ولى یک نفر با توجه به "زمان تنظیم، اعتبار، درستى متنى این حدیث" را نمىتواند به طور ارزشگذارى قطعى ارائه کند.
نتیجه
در واقع چهار نفر از اعضاى عشره، خلیفه شدند و اینکه _ بعد از فوت عمر در سال ٢٣ قمری _ شش نفر بقیه اعضای عشره، شورایى را تشکیل دادند که مأموریت انتخاب خلیفه بعدى را از میان آن اعضا به آن واگذار مىکرد. اهمیت سیاسى حدیث عشره و