حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٧

و روایات ندارد، ولی این بخش از روایت به نقل از امام صادق٧ که: «به‌ راستی، زمانی بوده که روی زمین نه رسول، نه نبی و نه حجت بوده است و آن بین حضرت آدم و حضرت نوح٨ در فترت است»، و نیز این بخش از روایت که منسوب به امام صادق٧ است: «به ‌راستی، بین عیسی و محمد٨ فَترتی است که برای مدت زمانی در زمین، نه رسول و نه نبی بوده است»، بیان‌گر خالی بودن زمین در هنگام فترت رسل از هرگونه حجتی است. ظاهر این روایت با تصریح آیات قرآن مبنی بر این‌که هر گروهى را رهبرى هست و هیچ امتى نیست مگر آن‌که در آن بیم‌رسانى بوده، متعارض است، زیرا آیات مزبور، بر وجود حجت و خالی نبودن زمین از حجت خدا تصریح دارند.[٤٠٧]

روایات متعددی نیز، بر خالی نبودن زمین از حجت و نیاز همیشگی خلق به آن تصریح دارند[٤٠٨] که روایت مزبور با آن‌ها متعارض است.[٤٠٩]

در بیان و توضیح این روایت باید گفت: با توجه به وجود متون متعدد دیگر که دارای همین مضمونند[٤١٠] و گزارشی که شیخ صدوق از صحت صدوریِ این روایات ارائه می‌کند، می‌توان صدور این متون را مفروض دانست و درباره محتوای آن سخن گفت. در بررسی محتوایی روشن می‌شود که این روایت با سایر روایات قابل جمع بوده و تعارضِ موجود، ابتدایی و قابل رفع است.

شیخ صدوق در جمع ثبوتی بین این اخبار با سایر آیات و روایات می‌نویسد:

با این‌كه ما اخبارى را كه دلالت دارند در فاصله میان عیسى و محمد _ علیهما ‌الصلاة ‌و ‌السلام _ دوران فترت بوده و پیغمبر و وصى در آن نبوده، منكر نیستیم و می‌گوییم این‌ها اخبار درستی است، ولى مقصود از آن چیزی نیست كه مخالفانِ ما به ما نسبت می‌دهند كه پیغمبر و امام وجود نداشته است، بلکه مقصود این است كه میان آن دو، رسول، نبى و وصىِّ مشهورى كه پیش از آن‌ها معمول بوده، وجود نداشته است. قرآن هم بدین معنى گویاست و می‌فرماید: خداوند، محمد را


[٤٠٧]. رعد، آیه ٧؛ فاطر، آیه ٢٤.

[٤٠٨]. ر.ک: المحاسن، ج١، ص٢٣٤، باب لاتخلو الارض من العالم؛ بصائرالدرجات، ص٤٨٤، باب الارض لایخلو من الحجة و هم الائمة؛ الکافی، ج١، ص١٧٨، باب ان الارض لاتخلو من الحجة؛ الامامة و التبصرة، ص٣٠؛ الغیبة(نعمانی)، ص١٣٨؛ کمالالدین و تمامالنعمة، ج١، ص٢٠٢.

[٤٠٩]. الکافی، ج١، ص١٧٩؛ علل الشرائع، ج١، ص١٩٧؛ و ر.ک: رجال الکشی، ص٣٧٢.

[٤١٠]. ر.ک: الکافی، ج٨، ص٨٢، ح٤٠؛ کمالالدین و تمامالنعمة، ج٢، ص٦٥٧؛ تفسیر عیاشی، ج١، ص١٠٤.