حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٩ - مدل «احسان_ سپاس» و مکانیزم تأثیر آن بر روابط اجتماعی

خداوند متعال به انسان است. وقتی انسان بداند كاری كه دیگری در حق او انجام می‌دهد در حقیقت، لطف خداوند است كه از طریق وی به او می‌رسد، به وی به عنوان فرد نگاه نمی‌كند، بلكه او را واسطه فیض و لطف خداوند می‌داند و این در معنوی و الهی شدن رابطه، تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد و جایگاه فرد را از انسان عادی، به واسطه فیض خداوند ارتقا می‌بخشد.

ثانیاً، تشكر از فرد، تشكر از خداست و تشكر از خدا، به تشكر از فرد وابسته است. امام صادق٧ تشكر از عوامل انسانی را از حقوق خداوند متعال برمی‌شمرد:

مِنْ حَقِّ الشُّكْرِ لِلهِ عَلَى نِعَمِهِ‌أَنْ یَشْكُرَ مَنْ أَجْرَى تِلْکَ النِّعْمَةَ عَلَى یَدِهِ؛[١٣٤]

از حق شُكر خداوند به خاطر یك نعمت، تشكر از كسی است كه این نعمت به دست او جاری شده است.

این دیدگاه نیز تشكر را از یك رابطه «انسان ‌_‌ انسانی» به رابطه «انسان‌ _ خدایی» ارتقا می‌بخشد. خلاصه این‌كه این ارتباط تنگاتنگ، پیونددهنده روابط اجتماعی با مطمئن‌ترین و محكم‌ترین بنیان، یعنی خداوند متعال است كه می‌تواند صمیمیت، سلامت، رضایت و موفقیت روابط را تضمین کند.

جمع‌بندی و الگوی اثرگذاری سپاس

از مجموع آنچه گذشت، چهار نکته کلیدی در مکانیزم تأثیر سپاس به دست آمد:
١. پایدارتر بودن اثر سپاس نسبت به اصل احسان؛ ٢. ارتقای روابط صمیمانه؛
٣. اصلاح روابط خصمانه؛ ٤. تقویت ارتباط با خدا. این چهار اثر در نگاهی به
سه اثر تحلیل می‌شود؛ مورد اول بُعد زمانی اثر اجتماعی است؛ مورد دوم و سوم،
اثر آن بر روابط اجتماعی است و مورد چهارم، اثر آن بر رابطه با خداوند است.
در گام بعد، این سه اثر به دو دسته تحلیل می‌شوند؛ اثر اجتماعی و اثر الهی.
اثر اجتماعی آن شامل بعد پایداری و خود اثر است. مهم این است که اثر الهی
سپاس، به‌جز تأثیر اخروی آن، بر روابط اجتماعی هم اثر می‌گذارد و موجب بهبود
آن می‌شود.


[١٣٤]. حکایات شیخ مفید، ج١٠، ص٩٦.