حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٥ - مدل «احسان_ سپاس» و مکانیزم تأثیر آن بر روابط اجتماعی
نخست میفرماید:
من اعطی عطاءً فوجد فلیُجزَ به، فإن لمیجد فلیُثنَ، فمن اثنی به فقد شكره و من كتمه فقد كفره؛[١٢٥]
كسی كه مورد عطا (و بخشش) كسی قرار گرفته، اگر توانست باید آن را پاداش دهد و اگر نتوانست باید آن را مورد ستایش قرار دهد كه هركس آن را بستاید، بیتردید از آن قدردانی كرده است.
امام صادق٧ در تربیت اصحاب خود و آموزش تشكر به آنان میفرماید:
من قصرت یده عن المكافأة، فلیطل لسانه بالشكر؛[١٢٦]
كسی كه دست او از مقابله به مثل كوتاه است، باید
زبانش را به تشكر از وی
بلند كند.
رسول خدا٦ در بخش مرتبه زبانی تشكر، به دعا برای فرد اشاره كرده و میفرماید:
من اصطنع الیكم معروفاً فكافئوه، فان لمتجدوا مكافأة فادعوا له، فكفی ثناء الرجل علی اخیه اذا اسدی الیه معروفاً فلمیجد عنده مكافأة أن یقول: «جزاه الله خیراً» فإذا هو قد كافأه؛[١٢٧]
كسی كه كار نیكی در حق شما انجام داد، آن را جبران كنید. اگر برای جبران چیزی نیافتید، برایش دعا كنید. در ستایش از برادری كه نیكی كرده و چیزی برای جبران نمییابد، همین بس كه بگوید: «خداوند بهترین پاداش را به او دهد». در این هنگام او كار وی را جبران كرده است.
كسی كه جمله: «جزاك الله خیراً؛ خدا بهترین پاداش را به تو دهد» را بگوید، بهترین ستایش را به جای آورده است. رسول خدا٦ در این باره میفرماید:
من قال لاخیه جزاك الله خیراً فقد ابلغ فی الثناء؛[١٢٨]
كسی كه به برادر خود بگوید: «خدا بهترین پاداش را به تو دهد»، نهایت ثناگویی را به جای آورده است.
در حقیقت وی با این دعا، به جای جبران خود، جبران خدا را برای احسانکننده
[١٢٥]. مسند ابییعلی، ج٢، ص٤٢٨، ح٢١٣٤.
[١٢٦]. حکایات شیخمفید، ج١٠، ص٩٦، ح٧.
[١٢٧]. مستدرکالوسائل، ج١٢، ص٣٥٥.
[١٢٨]. تاریخ بغداد، ج١١، ص٢٠٣.