حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
به راستى، آیا فردى با این مشخصات و ویژگىها، شایستگى گزارش وقایع مهم تاریخى و نقل اقوال و آثار صحابه را داراست؟
نویسندگان وهابى و سلفى در این زمینه با چالش جدّى روبهرو هستند و نمىتوانند عملکرد خود در استناد به سخنان این فرد کذاب و جعّال را توجیه کنند. برخى از کسانى که ادعاى روشنفکرى و عدم تعصب دارند نیز از این دام نرهیدهاند؛ برای مثال، دکتر اکرم ضیاء العمری در توجیه استناد به اقوال سیفبنعمرِ کذّاب و جعّال گفته است:
اگر این افراد حدیثى نقل کنند، مردود شمرده مىشود، ولی در گزارشهاى تاریخى مىتوان به آنان اعتماد کرد.[٨]
این سخن و استدلال، بسی عجیب است. به راستی
آیا مىتوان پذیرفت سخن
یک نفر در فرع کوچک فقهى پذیرفته نباشد، ولی سخن او در تکفیر
میلیونها مسلمان پذیرفته شود؟! اهمیت کدامیک بیشتر
است؟[٩] نکته جالب
آنکه نویسنده این
سخن، در پی نقد متون تاریخی بر مبنای محدثین است
ولی به صراحت، خلاف آن را مطرح میکند.
٣. فرد دیگر واقع در سند گزارشهای طبری که راوى از سیفبنعمر است، شعیببنابراهیم کوفى است. ذهبى، ابنعدى و ابنحجر، او را مجهول شمردهاند.[١٠]
٤. فرد سوم واقع در سند گزارشهای طبرى درباره عبداللهبنسبا، راویای است به نام «سَریّ» که یا سَرىّبناسماعیل است و یا سرىّبنعاصم همدانى. این هردو فرد، تضعیف شدهاند. سَرىّبناسماعیل توسط یحیىبنسعید دروغگو شمرده شده و توسط رجالیان دیگر تضعیف شده است. سرىّبنعاصم نیز دروغگو، جعال و سارق حدیث معرفى شده است.[١١]
[٨]. ر.ک: عصر الخلافة الراشدة، محاولة لنقد الروایة التاریخیة وفق مناهج المحدثین، ص٤٢١.
[٩]. گستردهترین بحث انتقادى درباره سیفبنعمر را علامه سیدمرتضی عسکری، از عالمان شیعه، در کتاب عبداللهبنسبأ و اساطیر اُخری و شیخ حسنبنفرحان مالکى، از محققان اهلسنت، در کتاب نحو انقاذ التاریخ الاسلامى سامان دادهاند.
[١٠]. میزان الاعتدال، ج٢، ص٢٧٥؛ لسان المیزان، ج٣، ص١٤٥.
[١١]. ر.ک: الغدیر، ج٨، ص١٤٠.