حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود

۵. شعله‌ور ساختن آتش جنگ جمل، هنگامى که به مصالحه نزدیک مى‌شد.

تحلیل این گزارش

نوعِ نقل طبرى، به قصه‌اى ساختگى مانندتر است تا گزارشى تاریخى! با این حال، گزارش یادشده را از لحاظ سند و متن، اندکى مى‌کاویم.

الف) نقد محتواى گزارش

تأمل در محتواى گزارش و چگونگى آن، به همراه نکاتى که با اندکى درنگریستنْ
در آن به ذهن مى‌آید، مى‌تواند استوارى این نقل را به شدت مخدوش کند؛
از جمله این‌که:

۱. چگونه مى‌شود باور کرد که مردى یمنى و تازه‌مسلمان، در مدتى کمتر از ده سال، آن هم در شرایط آن روز، هم‌زمان، چنان نفوذ دامن‌گستری در بین مردم حجاز، عراق، شام، مصر و... (با همه تفاوت‌های فرهنگی و گرایش‌های مختلف فکری‌شان) پیدا کند و آن اندازه قدرت یابد که بتواند شورشى عظیم را بر ضد خلیفه مسلمانان طراحى و اجرا کند.

۲. از هنگام مسلمان شدن ابن‌سبا تا خیزش مردم بر ضد عثمان، کمتر از ده سال فاصله است. او بر اساس گزارش طبرى، به آبادى‌ها و شهرهاى اسلامى ره مى‌سپرَد و باورهای پذیرفته مسلمانان را به چالش می‌کشد و نیز بر ضد خلیفه سخن مى‌گوید؛ اما آیا هیچ‌کس در برابر او نمى‌ایستد؟! چرا در منابع تاریخى، هیچ‌گونه عکس‌العملى از چگونگى برخورد او با مردم و مردم با او در گشت‌و‌گذارهایش وجود ندارد؟

۳. آیا مى‌توان باور کرد صحابیان بزرگى چون: ابوذر (که پیامبر٦ او را راست‌گوترین مردمان شناسانده) و عمار (که پیامبر خدا٦ بر حق‌مدارى او تصریح و تأکید کرده است)، تحت تأثیر کلام او قرار گیرند؟ آنان که مرعوب و مقهور کلام خلیفه اول، دوم و سوم نیز قرار نمى‌گیرند و از آن‌ها تأثیر نمى‌پذیرند، چگونه مى‌توان تصور کرد که از تازه‌مسلمانى تبارناشناخته و... تأثیر بپذیرند؟!

ابوذر به عثمان اعتراض مى‌کند که چرا تحت تأثیر کلام کعب‌الأحبارِ یهودى‌زاده است. پس چگونه ممکن است که خود، زیر نفوذ عبدالله‌بن‌سباى یهودى‌زاده سخن بگوید و حکومت نیز این نفوذ را به رخ او نکشد؟!

این را نیز بیفزاییم که عالمان و متفکران اهل‌سنت _ که صحابه پیامبرخدا٦ را