حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٤ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت

اعتراض حاکم معصوم قرار گیرد. بنابراین، دستور ممنوعیت حفاظت از سنت پیامبر٦ _ بدون تبلیغات خاصی که موجب سروصدای مخالفان و فریاد «وا سنة عمراه» شود _[١٨٣] در عمل لغو شد و مسلمانان به حفظ، نگارش و نقل سنت تشویق شدند.[١٨٤] از سوی دیگر، قانون ممنوعیت نقل اسرائیلیات و قصه‌پردازی، وضع گردید.[١٨٥] لغو دستور ممنوعیت حفاظت از سنت _ تا حدودی _ موجب نقل روایات و احیای
_ محدود _ سنت[١٨٦] و قانون منعِ نقل و گسترش اسرائیلیات و منع قصه‌پردازیِ تقدس‌محور، موجب جلوگیری از اشاعه بیشتر خرافات شد.[١٨٧]

٦. ادامه سیاست‌های خلفای سه‌گانه در دوران بنی‌امیه

پس از شهادت امام علی٧ فضای دوران عثمان با شدت بیشتری ادامه یافت. نقل و نگارش متون خاص آزاد شد و مورد تشویق قرار گرفت[١٨٨] و باز هم پرداختن به احادیث ممنوع شد.[١٨٩] حتی عبدالله‌بن‌عمر که فرزند خلیفه دوم و بر اساس مبانی اهل‌سنت، صحابی پیامبر٦ بود، از ترس این‌که معاویه گردنش را بزند، حدیث نقل نمی‌کرد![١٩٠] گفته شده که معاویه نه تنها برای نابودی سنت تلاش می‌کرد، بلکه برای نابودی نام پیامبر اکرم٦ هرچه در توان داشت به کار می‌گرفت.[١٩١]

٧. دستور به نگارش حدیث و رویدادهای پس از آن

عمر‌بن‌عبدالعزیز در سال ١٠٠ هجری‌قمری دستور جمع‌آوری روایات را صادر کرد.[١٩٢] پس از این دستور، با توجه به سابقه‌ای که حدود نُه دهه در جامعه اسلامی وجود


[١٨٣]. ر.ک: شرح نهجالبلاغة، ج١٢، ص٢٨٣.

[١٨٤]. ر.ک: سنن الدارمی، ج١، ص١٥٨، ح٦٣١؛ الطبقات الکبری، ج٦، ص١٦٨؛ کنزالعمال، ج١٠، ص٣٠٤، ح٢٩٥٢٢ نقلاً عن الخطیب البغدادی فی الجامع؛ عیون الحکم و المواعظ، ص٢٦، ح٣١٦ و ص٤٩٤، ح٩١٤٦.

[١٨٥]. ر.ک: کنزالعمال، ج١٠، ص٢٨١، ح٢٩٤٥١ و ص٢٨٢، ح٢٩٤٥٢.

[١٨٦]. ر.ک: تاریخ السنة النبویة، ص٦٠.

[١٨٧]. البته امام علی٧ نتوانستند در دوران کوتاه حکومتشان که با جنگ‌های متعدد تحمیلی همراه بود، کتاب و سنت را آن‌گونه که شایسته و مورد نظرشان بود، اقامه کنند (ر.ک: الکافی، ج٥، ص٥٥٦، ح٨؛ عللالشرائع، ص٥٣١، ح١).

[١٨٨]. ر.ک: شرح نهجالبلاغة، ج١١، ص٤٥و٤٦؛ الاحتجاج، ج٢، ص٨٥ ح١٦٢؛ کتاب سلیمبنقیس، ج٢، ص٧٣٧.

[١٨٩]. ر.ک: صحیح مسلم، ج٢، ص٧١٨ ش٩٨؛ تاریخ الطبری، ج٥، ص١٨٨؛ کتاب سلیمبنقیس، ج٢، ص٦٣٢، ح١٠.

[١٩٠]. ر.ک: وقعة صفین، ص٢٢٠؛ سنن ابنماجة، ج١، ص١١،ش٢٦.

[١٩١]. مروج الذهب، ج٤، ص٤١؛ الاخبار الموفقیات، ص٥٧٦، ش٣٧٥؛ شرح نهجالبلاغة، ج٥، ص١٢٩.

[١٩٢]. ر.ک: صحیح البخاری، ج١، ص٤٩، ذیل ش٩٩؛ سنن الدارمی، ج١، ص١٣٣، ش٤٩٤.