حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٣ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت
گوناگون بود. در حالی که دستور منع نقل و نگارش صادر شده بود، اما برخی از احادیث و متون، اجازه نقل و نگارش داشتند. قصهگویی درباره قضایای امتهای پیشین، در دوران خلیفه دوم و با اجازه او آغاز شد؛[١٧٧] در حالی که نشر چنین قصههایی بر تصور مردم درباره آیات قرآن کریم تأثیر میگذاشت و در بسیاری از اوقات، اذهان را از معنای صحیح آیه منصرف میکرد؛ مثل داستانسراییهای تخیلیای که به پیامبر معصوم حضرت یوسف٧ نسبت دادهاند؛[١٧٨] یا قصههایی که برخلاف ظهور آیات قرآن به پیامبر خدا حضرت داود٧ نسبت داده شده است.[١٧٩] خلیفه سوم ملاکی برای نقل احادیث وضع کرد که در هیچ دورهای وجود نداشت. او فقط به متونی اجازه نقل داد که در دوران دو خلیفه پیشین نقل شده بود![١٨٠]
٤. مخالفت گروهی خاص، با مقررات منع نقل و تدوین حدیث
در دوران ممنوعیت، افرادی که دستور حکومت را موجب نابودی سنت پیامبر٦ میدیدند و شجاعت و تعهد لازم را داشتند، به طور آشکار و مخفی و به گونهای که نظم اجتماعی به هم نریزد، به حفظ سنت برای آیندگان مبادرت کردند. خواصی از شیعیان و طرفداران امام علی٧ اینگونه بودند. در گزارشی آمده: عبداللهبنمسعود، حذیفةبنیمان، ابوالدرداء، ابوذر و عقبةبنعامر جزو افرادی بودند که برای مردم، سنت پیامبر٦ را نقل میکردند. عمر آنها را خواست و ضمن نهی و برخورد شدید لفظی با ایشان، آنها را از مدینه ممنوعالخروج کرد.[١٨١] عبادةبنصامت هم از مخالفان مقررات منع بود.[١٨٢]
٥. وضع قوانین عادلانه حدیثی در دوران امام علی٧
در دوران امام علی٧ قوانین بر اساس درایت، حقیقت و واقعیت تنظیم شد. مدیریت معصومانه اقتضا میکرد که بیعدالتی در همه حوزهها رفع شود و یا مورد
[١٧٧]. ر.ک: مسند ابنحنبل، ج٥، ص٣٣٢، ش١٥٧١٥؛ الطبقات الکبری، ج٥، ص٤٦٣ و نیز ر.ک: المصنف لعبدالرزاق، ج٣، ص٢١٩، ش٥٤٠٠.
[١٧٨]. ر.ک: تفسیر الطبری، ج١٢، ص٢٤٠.
[١٧٩]. ر.ک: همان، ج٢٣، ص١٧٠.
[١٨٠]. الطبقات الکبری، ج٢، ص٣٣٦.
[١٨١]. تاریخ دمشق، ج٤٠، ص٥٠٠ و نیز ر.ک: الخصال، ص٤٥٨.
[١٨٢]. ر.ک: صحیح مسلم، ج٣، ص١٢١٠، ش١٥٨٧.