حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤١ - مدل «احسان_ سپاس» و مکانیزم تأثیر آن بر روابط اجتماعی
سبب دوستى خداوند دوست بدارید و اهلبیتم را
براى دوستى من،
دوست بدارید.
دیلمی در ارشاد القلوب، ماجرای جالبی را نقل کرده است. وی میگوید: منقول است نوجوانی که هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود، به پیامبر٦ سلام کرد و از خوشحالی دیدن ایشان، چهرهاش گشاده گشت و لبخند زد. حضرت٦ به او فرمود: «ای جوان! مرا دوست داری؟» گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم، آری. فرمود: «همچون چشمانت؟» گفت: بیشتر. فرمود: «همچون پدرت؟» گفت: بیشتر. فرمود: «همچون مادرت؟» گفت: بیشتر. فرمود: «همچون خودت؟» گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم، بیشتر. فرمود: «همچون پروردگارت؟» گفت: خدا را، خدا را، خدا را، ای رسول خدا! که این مقام، نه برای توست و نه دیگری. در حقیقت، تو را برای دوستی خدا، دوست میدارم. در این هنگام، پیامبر٦ به همراهان خود روی کرد و فرمود:
هکذا کونوا أحِبُّوا اللهَ لِإِحسانِهِ إلَیکم و إنعامِهِ عَلَیکم و أحِبّونی لِحُبِّ اللهِ؛[١١٦]
اینگونه باشید؛ خدا را به خاطر احسان و نعمت دادنش به شما دوست داشته باشید و مرا به خاطر محبت خدا دوست داشته باشید.
حتی احسان اگر درباره کسی که دشمنی کرده است، صورت پذیرد، میتواند موجب دوستی گردد و صمیمیت را ترمیم كند یا بر آن بیفزاید. خداوند متعال در قرآن كریم در این باره میفرماید:
Gو لاتستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی احسن فإذا الذی بینك و بینه عداوة كأنه ولی حمیمF؛[١١٧]
هرگز نیكى و بدى یكسان نیست. بدى را با نیكى دفع كن، ناگاه (خواهى دید) همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است!
بنابراین، عنصر محوری در محبت، احسان است. از این سخن میتوان قاعده «احسان _ محبت» را نتیجه گرفت. بر اساس این قاعده كلی، احسان و نیكی به دیگران باعث برانگیخته شدن عواطف مثبت میگردد و در نتیجه، محبت را برمیانگیزد. از آنچه گذشت روشن میشود كه یكی از عوامل اساسی محبت اجتماعی، توانمندی در
[١١٦]. ارشاد القلوب، ص١٦١.
[١١٧]. فصلت، آیه ٣٤.