حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٢ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود

رجال، به صراحت، او را «کذاب» دانسته‌اند.

۶. هیچ‌یک از گزارش‌گران تاریخی حوادث سال‌هاى ۳۰ تا ۳۶ هجرى، از گروه سَبَأیان و سرکرده آن‌ها نام نبرده‌اند.

۷. نقش افسانه‌اى عبدالله‌بن‌سبا _ که از گزارش‌هاى سیف‌بن‌عمر به دست مى‌آید _ ، بى‌گمان نادرست است.

۸. رهبرى عبدالله‌بن‌سبا در جریان قتل عثمان و نیز اثرپذیرى صحابیان و دیگر مسلمانان از او، کذب محض است و چنانچه مورخان معتبر نیز آن را گزارش مى‌کردند، با توجه به واقعیت‌های جامعه اسلامى آن روز و حضور شخصیت‌هاى برجسته صحابى، باز هم استوارى آن گزارش‌ها، با تردید مواجه بود.

۹. گفتیم که سیف‌بن‌عمر، بر اساس گزارش رجالیان، مطعون و دروغ‌پرداز است. اکنون مى‌افزاییم که اگر سیف، چهره‌اى مقبول نیز مى‌داشت، این گزارش‌ها به لحاظ نقد محتوایى، پذیرفتنى نبودند. پردازش وقایع در این گزارش‌ها به حدّى خام و نسنجیده است که هیچ مورخی و حتی هیچ انسان عاقلی نیز نمى‌تواند آن‌ها را بپذیرد.

۱۰. به هر حال، به نظر مى‌رسد که دو طیف از دیدگاه‌های کاملاً متضاد، در دو سوى افراط و تفریط، پذیرفتنى نیستند؛ یعنى نه نقش‌آفرینى شگفت عبدالله‌بن‌سبا پذیرفتنى است و نه موهوم بودن او. او فردى است معمولى و با دیدگاهى غلوآمیز و فاقد شخصیت اسطوره‌ایِ ادعاشده درباره‌اش!