حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٥ - رابطه توحید و ولایت در آیات و روایات
ایشان این معنا را از باب جری و تطبیق میدانند و در نهایت میفرمایند: ممکن است به گونهای آن را تفسیر کنیم که جری و تطبیق نباشد و آن مطلبی است که ما در سوره «مائده» بیان خواهیم کرد که منظور از عمل نکردن به آنچه اقتضای توحید است، باعث جهنمی شدن میشود و چرا این مطلب را به امام علی٧ نسبت دادهاند؛ یعنی چون مردم به مقتضای توحید عمل نکردند، داخل جهنم میشوند و منظور از این هم، ولایت امام علی٧ میباشد، چون اولین فاتحِ باب توحید، امام علی٧ بود.[١٠٢]
در برخی روایات هم آمده: «اگر کسی اطاعت خداوند را کرد، ولایت ما را دارد و اگر کسی عصیان خداوند را نمود، او دشمن ماست: «من کان لله مطیعاً فهو لنا وحی و من کان لله عاصیاً هو لنا عدو.»[١٠٣] یا در بیان و جملهای دیگر آمده است: «ما تنال و لا تینا الا بالعمل و الورع.»[١٠٤]
در بیانی دیگر و حدیثی دیگر حضرت میفرماید: «وَ اللهِ مَا مَعَنَا مِنَ اللهِ بَرَاءَةٌ وَ لَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ اللهِ قَرَابَةٌ وَ لَا لَنَا عَلَى اللهِ حُجَّةٌ وَ لَا نَتَقَرَّبُ إِلَى اللهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِیعاً لِلهِ تَنْفَعُه وَلَایَتُنَا وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِیاً لِلهِ لَمْتَنْفَعْهُ وَلَایَتُنَا وَیْحَكُمْ لَاتَغْتَرُّوا وَیْحَكُمْ لَاتَغْتَرُّوا.»[١٠٥] در این روایت، ملاک قرب و ولایت اهلبیت: به خداوند، اطاعت از خداوند ذکر شده است. هنگامی که قربِ اهلبیت: به خداوند، با طاعت مشخص میشود و در روایت تصریح شده که ولایتی نافع است که طاعت خدا در آن باشد و عصیان خداوند متعال در آن نباشد، لذا آنچه از ولایت اهلبیت: برمیخیزد، اطاعت خداوند متعال است. پس هنگامی که اطاعت خداوند نباشد، این ولایت هم ادعایی و غیرواقعی است؛ صرفِ ادعای اینکه ولایتِ اهلبیت: را کافی بداند، بدون اینکه بخواهد راه به سوی توحید و اطاعت خداوند متعال ببرد، راهِ کجی است که نباید بدان فریفته و مغرور شد. این امر در روایت مزبور، دو بار مورد تأکید قرار گرفته است: «وای بر شما! فریب نخورید!»
در روایتی دیگر آمده است: «فوالله ما شیعتنا الا من اطاع الله عزوجل.»[١٠٦] در اینجا با
[١٠٢]. المیزان، ج١، ص٢١٩.
[١٠٣]. الکافی، ج٣، ص١٩٠.
[١٠٤]. همان.
[١٠٥]. همان، ص١٩٣.
[١٠٦]. همان، ص١٨٧.