حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧١ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت
مردم در بسیاری از موضوعات، عدهای به تکلیفسازی حدسی، استحسانی و قیاسی روی آوردند[٢١٥] و این مسئله موجب ورود تعارضها، اضطرابها و آسیبهایی دیگر به روایات اهلسنت شد.[٢١٦] اکنون دانشمندان بدون داشتن راهکاری برگرفته از سخنان رسولالله٦ میخواهند باز هم راه سلیقه را در آفتزدایی در پیش گیرند؛ بنابراین، دوباره گرفتار ورود آسیبهایی از نوع دیگر در احادیث خود خواهند شد. در روایتی که دعائم الاسلام از امام علی٧ نقل کرده، فضای منع از حدیث و نتیجه آن به خوبی تصویر شده است. در این نقل، امام٧ مردم را به فراگیری حدیث فرامیخوانند، پیش از آنکه از بین برود و نتیجه مراجعه نکردن به منابع اصلی حکمت و از بین رفتن روایات را، افتادن در گرداب جهالت و گمراه شدن میشمرند.[٢١٧]
برخی از ادعاها مبنی بر اینکه فلان گروه از احادیث آفتدار است، اما مابقی آفتی ندارد، ادعایی است که هر دو سوی آن، سلیقهای بوده و استنادی به رسولالله٦ ندارد؛ یا ادعای اینکه فلان گروه از معیارها میتواند شناساگر احادیث جعلی باشد نیز در هر دو سوی نتیجه خود، متأثر از سلیقه است؛ مثلاً ابنجوزی در الموضوعات ضمن تبیین روش بخاری و مسلم، از آن دفاع کرده و روشهای دیگر را نادرست میخواند؛ در حالی که برای هیچیک از دو طرف ادعای خود مستند قرآنی، حدیثی یا عقلایی نمیآورد.[٢١٨]
نتیجهگیری
نقد حدیث، ضرورتی در فعالیتهای حدیثی است. اگر قرار باشد این تلاش، درباره روایات اهلسنت صورت گیرد، بهتر است از مبانی خود آنها در نقد استفاده شود. پس
[٢١٥]. بخش اول، قسمت هفتم (دستور به نگارش حدیث و رویدادهای پس از آن) و نیز ر.ک: تفسیر فرات، ص٦١٥، ح٧٧٢ و امان الامة، ص٢٧.
[٢١٦]. گویا پیامبر٦ این رویداد را پیشبینی کرده بودند که فرمودند: «إذا أتاکم الحدیث متجاوبا متفاوتا فما یکذب بعضه بعضا فلیس منی و لم أقله و إن قیل قد قاله و إذا أتاکم الحدیث یصدق بعضه بعضا فهو منی و أنا قلته» (مشکاةالانوار، ص٢٦٧، ح٧٩٥). و نیز ر.ک: مسند ابییعلی، ج١٠، ص٢٤٠، ح٥٨٥٦.
[٢١٧]. دعائمالاسلام، ج١، ص٩٦ و نیز ر.ک: روایتی از پیامبر٦ درباره هلاکت کسانی که بخواهند از ابزارهای سلیقهای و نامعتبر در برخورد با تکالیف الهی بهره گیرند (الکافی، ج١، ص٤٣، ح٩) و روایتی از امام سجاد٧ در همین زمینه (کمالالدین، ص٣٢٤، ح٩).
[٢١٨]. ر.ک: الموضوعات، ج١، ص٣٢_٣٥.