حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٥ - حدیث «عشرة مبشّرة» یا استفادههای سیاسی از روایت

بنابراین، عدد نمادینِ درست‌شده، ممکن است از خیلى چهره‌هاى موثق، اهمیت مضاعفى داشته باشد. به‌کارگیرى نمادین عدد ده با فهرست‌هاى متباین{مختلف} از اسامى براى تقویت آن‌، تنها به اخبار اسلامی اختصاص ندارد، بلکه مشابه به‌کارگیرى نمادین عددى که در اخبار مسلّم و قطعى دیگر مذاهب، مورد توجه خاص بوده است و با قاطعیت افزون‌تری ما را به دوازده حوارى عیسوى[٢٣٧] و دوازده قوم یهودى[٢٣٨] توجه مى‌دهد. علاوه بر این، ایده «این‌همانىِ» ابن‌تومرت[٢٣٩] از عشره در روایات اسلامى، در کوشش او براى تأسیس مهدویت و همانند ساختن «خودش» {به محمد} مورد استفاده مجدد قرار گرفت. فهرست اسامى شاگردان او که شورایى متشکل از ده نفر بودند، چندان استوار نبود و اغلب کمتر از ده نفر بودند.[٢٤٠] بنابراین، نمادگرایى عدد ده، پیوسته اهمیت مضاعفى از دقت، نسبت به صحت فهرست اسامى، برخوردار است.

مشکل ممتاز شناختن عشره

از حدیث عشره چنین فهمیده می‌شود که فقط از مسلمانان، ایشان هستند که {با هر پیشینه و عمل‌کردی} به دست‌یابى به بهشت، وعده داده شده‌اند. {این در حالی است که} موارد متعددی از مردان و زنان دیگری وجود دارد، که پیش‌گویى شده ‌است آن‌ها به بهشت راه خواهند یافت.[٢٤١] {در روایات اسلامی} پیامبر٦ با صراحت ورود آن‌ها را به بهشت وعده داده[٢٤٢] یا پیش‌گویى کرده است،[٢٤٣] یا این‌که از آن‌ها به عنوان مردمانى یاد کرده ‌است که جهنمى نخواهند شد.


[٢٣٧]. "Jesus and Judasism", P. ٩٨-‌ ١١٩.

[٢٣٨]. "The Twelve Tribes" in The Jewisb Encyclopedia, vol. XII, P. ٢٥٣-‌ ٢٥٤.

[٢٣٩]. محمد‌بن‌عبدالله‌بن‌تومرت علوی حسنى در سال ٤٨٥ قمری متولد و در سال ٥٢٥ وفات یافت. او به «مهدی هرغی» معروف است. وی سلسله «الموحدین» را در مغرب تشکیل داد. ابن‌تومرت، نخست مردم را به ظهور مهدی بشارت داد و سپس خود ادعای مهدویت کرد و بر اسپانیا تسلط یافت (المهدیه فی الاسلام، ص١٨٥؛ تاریخ شیعه و فرقههای اسلام، ص١٢٧؛ فصلنامه تاریخ اسلام، ابن تومرت و موحدون، ترجمه وهاب ولی، ش٩، صص١٦٣-١٩٢).{مترجم}

[٢٤٠]. ر.ک: نظم الجمان، ص١٢٤_‌١٢٨.

[٢٤١]. ر.ک: الجوهرة فی نسب النبی، ج١، ص٢٠٧_‌ ٢٠٨.

[٢٤٢]. ر.ک: صحیح بخارى، ج١٥،ص٥٢_‌ ٥٣؛‌ الجوهرة فی نسب النبی، ج٢ ص١٩٧_‌ ١٩٨. ر.ک: سنن ابنماجه، ج١، ص٤٤؛‌ سنن الترمذى، ج٥، ص٣٢١.

[٢٤٣]. ر.ک: سنن ترمذى، ج٥، ص٢٨٢_٢٨٣؛‌ وقعة الجمل، ص٤٤.