حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٢ - فلسفه شکلگیری سبک «موضوعاتنگاری» در اهلسنت

از رحلت پیامبر٦، منع نقل و تدوین بخش‌های مهمی از احادیث، موجب فراموشی حدیث، اختلاف در گزاره‌های حدیثی، ایجاد بدعت و اضطراب، تحریف روش‌های درست و جای‌گزینی معیارهای سلیقه‌ای به جای معیارهای قدسی شد. اقدامات عملی در از بین بردن قسمتی از سنت، ایجاد فضای وحشت از نقل و نگارش فراوان سنت و جواز قصه‌گویی از امت‌های پیشین، موجب تشدید آسیب‌های حدیثی شد. دوران کوتاه امام علی٧ هرچند با تشویق به نگارش حدیث و منع اسرائیلیات همراه بود، نتوانست فضایی را که در دوران سه خلیفه پیشین ایجاد شده بود، تغییر دهد. دستور نگارش عمر‌بن‌عبدالعزیز هم در زمانی صادر شد که از روایات اصیل، الفاظ کمی در اذهان و یا نسخه‌های معدود باقی مانده بود و معانی موجود نیز همراه با اختلاط و فراموشیِ عین کلام بود. بر این اساس، آفت‌های مدونات حدیثی اهل‌سنت، افزایش یافت و آن‌ها در صدد نقد و پالایش برآمدند. روش «موضوعات‌نگاری» بر این مبنا ایجاد شد. این شیوه به اندازه خود، نوعی تشکیک در اعتبار مجموعه‌های حدیثی بود و بر وجود راویان ضعیف و دروغ‌گو و روایات جعلی و نامعتبر زیاد، دلالت می‌کرد. در همین دوران نیز مقابله با آسیب‌ها بر اساس روش‌های سلیقه‌ای بود و این امر، بر اشکالات افزود و کتاب‌های «نقد‌الحدیث» و «الموضوعات» را افزایش داد. بررسی تطبیقی آسیب‌های مدونات حدیثی با تاریخ جمع و تدوین حدیث، نشان می‌دهد وجود سبک موضوعات‌نگاری در اهل‌سنت قوتی نسبت به شیعه نیست، بلکه نشان‌دهنده ضعف زیاد روایات و تأثیرپذیری شدید روایات سنی از تاریخ پر از اِشکال جمع و تدوین حدیث در میان ایشان است.

پیشنهادهای پژوهشی

١. راه‌کارهایی برای «موضوعات‌پژوهی» در اهل‌سنت؛

٢. شناخت تحلیلی منابع «الموضوعات» در اهل‌سنت؛

٣. بررسی تطبیقی پردازش‌های سنی و شیعی در حوزه «الموضوعات».