حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
مقدمه
پژوهش تاریخى نیازمند روش منطقى، مقبول و منضبطی است که آن را بر پایه داشتههاى تاریخى معتبر و با پرهیز از تعصب و تمایلات فرقهاى، جناحی و مذهبی به پیش بَرَد. متأسفانه اینگونه پژوهش در میان مجموعه پژوهشهای تاریخی موجود، کمبرگوبار است و بیشتر نمونههایى که ادعاى پژوهش تاریخى دارند، از یکى از گزینههاى پیشگفته برخوردار نبوده، واقعنمایى مطلوب را دارا نیستند.
یکى از روشنترین نمونهها در ضعف پژوهش مطلوب، تحلیلهاى ارائهشده درباره عبداللهبنسبا (سبأ) است که اگرچه موضوعی بسیار پردامنه و پرنوشته است، از واقعنمایى مطلوب برخوردار نیست.
در نیم قرن اخیر، بیش از پنجاه کتاب و
پایاننامه در جوامع اهلسنت درباره
این شخص نوشته شده و به گونه خاص، شخصیت او را تحلیل
کرده است. این
شمار کتاب، همراه با صدها مقاله روزنامهاى، تبلیغى _ ترویجى و
علمى _ پژوهشى، عبداللهبنسبا را در صدر شخصیتهاى مورد توجه مسلمانان در
دوره معاصر قرار
داده است.
اما به راستى عبداللهبنسبا کیست؟ ویژگىهاى فکرى و اجتماعى او کدام است؟ از چه پایگاه اجتماعى برخوردار بوده است؟ چه تأثیراتى بر محیط اجتماعى خود و تاریخ مسلمانان داشته است؟ توجه فراوان به او از چه جهت است؟
آنچه در مجموعه گزارشها و تحلیلهای مرتبط با عبداللهبنسبا، شایسته امعان نظر است، روشها و رویکردهای متفاوت تحلیل تاریخی، اسنادی، مصدری، جامعهشناسانه و متعصبانه در بررسی این گزارشهاست.
از این رو در این نگاشته، موضوع عبداللهبنسبا، تنها در جایگاه موضوعی تاریخی مورد توجه نیست، بلکه بیشتر از منظر روششناسی تحلیلی مورد توجه است تا: ویژگیهای هر روش معلوم شود و ما را در یافتن شیوهای منطقی، مقبول، علمی و قابل دفاع در تحلیل تاریخی یاری رساند و همزمان، کاستیهای هر روش نیز روشن گردد و آسیبهای موجود در مواد (گزارشهای تاریخی)، روش تحلیل تاریخی و آسیبهای محتمل در سر راه پژوهشگر تاریخ را بنمایاند.