حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
پروردگار جهانیان است." على٧ نیز او و یارانش را سوزاند.»[٣١]
۸. اَعشى همْدان، که در سال ۸۳ هجرى توسط حَجاج به قتل رسید، درباره مختار و صندلى او _ که ادعا مىکرد امام على٧ روى آن مىنشسته است و آن را مقدس مىدانست _ مىگوید: «گواهى مىدهم که سبئی هستید و من شما را مىشناسم، اى سپاهیان شرک!»[٣٢]
کسان دیگرى همچون: سعدبنعبدالله اشعرى (م. ۳۰۱ق) در کتاب المقالات و الفرق، نوبختى (م. ۳۱۰ق) در کتاب فرق الشیعة، علىبناسماعیل (م. ۳۳۰ق) در کتاب مقالات الإسلامّین، ابوالحسن مَلَطى (م. ۳۷۷ق) در کتاب التنبیه و الردّ و عبدالقاهر بغدادى (م. ۴۲۹ق) در کتاب الفَرق بین الفِرَق نیز از عبداللهبنسبا و یا سبأیه (سبائیه) یاد کردهاند.[٣٣]
این نقلها با تمام گوناگونىها و مراتب مختلف اعتبارشان، یک نکته را به روشنى نشان مىدهند و آن، این است که عنوانهاى «عبداللهبنسبا» و «سبائیه» ویژه گزارشهاى طبرى و سیفبنعمر نیستند.
علامه عسکری خود به این نقلها توجه داشته و به آنها اشاره کرده است، ولی سعی در توجیه این متون نموده و با ارائه برخی قرائن، آنها را بر عبداللهبنوهب راسبی حمل کرده است. ایشان با مقارنه برخی گزارشها نتیجه گرفته است که مراد از «سبئی (سَبَأی)» یا «ابنسبا»، افراد یمنیای هستند که از تیره سبا (همخانواده با ملکه سبا) به حساب میآیند و همه این افراد ابنسبا نامیده میشوند؛ از این رو، در بسیاری از موارد، مراد از ابنسبا یا سبئی، فردی خاص نیست، بلکه این سخن مرادف با یمنی بودن این افراد است. در مواردی نیز که مسلماً فرد خاصی مورد نظر باشد، مراد گوینده، عبداللهبنوهب راسبی است.[٣٤]
در نقد این سخن میگوییم: عبداللهبنوهب راسبی، از سران خوارج بود که در نبرد نهروان به دست امیرالمؤمنین٧ به هلاکت رسید. چگونه میتوان فردی خارجی و در رده سران خوارج را که (العیاذ بالله) امیرالمؤمنین٧ را تکفیر کرده و با ایشان
[٣١]. المعارف، ص۶۲۲.
[٣٢]. البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۷۹.
[٣٣]. عبداللهبنسبأ و أساطیر اُخرى، ج۲، ص۲۲۱_۲۳۱.
[٣٤]. ر.ک: همان، ج٢، ص٣١٤-٣١٥.