حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
هجوم منتقدان قرار میگرفت.»[٢٠] و تنها پس
از انتشار تشکیک علامه عبدالحسین
امینی و دکتر طه حسین، در اصل وجود عبداللهبنسبا[٢١] امکان
عرضه آن پیدا شده است. ایشان در جلسهای خصوصی که
در سال ١٣٨٢ شمسی در خدمت ایشان برگزار شد،[٢٢]
بدین نکته اشاره کرد و تحقیقات خویش را مقدم بر تحقیق طه
حسین و علامه امینی شمرد.
دیدگاه ایشان که بر تحقیقات و پژوهشهای عالمانه جدید مبتنی بود، در دوره خویش گامی بسیار بلند و مهم در حوزه تحقیقات تاریخی روشمند است، به گونهای که یکی از مستشرقان انگلیسی به نام «جیمز رابینسون» در نامهای به ایشان، از اینگونه پژوهش و نتیجهگیری (تحلیل) اظهار اعجاب کرده و نوشته است: «در سنین کهولت و بیماری، دو بار کتابهای شما را به دقت خواندهام.»[٢٣]
این دیدگاه (نظریه علامه عسکری) از سوی عالمان سلفی اهلسنت و وهابیان، مورد نقد قرار گرفته است، ولی نقدهای این گروه، چندان دقیق و قوی نیست و بلکه متعصبانه و غیرپژوهشی است و نمیتواند جعلیات سیفبنعمر را توجیه کند.
نقد دیدگاه علامه عسکری
اگرچه علامه عسکری;، راهی نو در پژوهش تاریخی درباره عبداللهبنسبا
گشود
و نظر مشهور تاریخنگاران و مبلغان اهلسنت را دچار تردید کرد،
ولی ایشان در
تبیین دقیق نظریه خویش _ که
نظریه رقیب و بدیل دیدگاه اول است _ با مشکل روبهرو
شده است.
نظریه ایشان مبتنی بر این پیشفرض است که همه گزارشها درباره عبداللهبنسبا، زاییده خیال و وهم سیفبنعمر است؛ از این رو عبداللهبنسبا، وجود خارجی ندارد. به عبارت دیگر، به گفته علامه عسکری: «عبداللهبنسبا در واقع آفریده خدا نیست، بلکه آفریده ذهن سیفبنعمر است.»[٢٤]
[٢٠]. ر.ک: عبداللهبنسبأ و اساطیر اخری، ج١، ص٧ (مقدمه مؤلف).
[٢١]. درباره دیدگاه علامه امینی و دکتر طه حسین، ر.ک: الغدیر، ج٨، ص١٤٠و٣٢٦؛ علیّ و بنوه، ص٩٨.
[٢٢]. در دانشکده اصولالدین.
[٢٣]. ر.ک: خمسون و مأة صحابى مختلق، ج١، ص١٧.
[٢٤]. ر.ک: عبداللهبنسبأ و اساطیر اُخری، ج١، ص٨.