حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٢


این باره روایت می‌کند:

وقتى ابو‌الخطاب در كوفه، به ‌نام امام صادق٧ تلبیه گفت و برای آن حضرت ادعای خدایی کرد، من با عبیدة‌بن‌زراره خدمت حضرت صادق٧ رسیده
و عرض كردم: آقا! ابوالخطاب و پیروانش درباره شما ادعاى بزرگى می‌كنند.
او به جاى «اللهم لبیك» می‌گوید: «لبیك جعفر، لبیك معراج»! پیروان او عقیده دارند كه پیامبر اكرم٦ به معراج رفت؛ او هم معراج رفته، ولى معراج به سوى شما؛ وقتى از معراج به زمین فرود آمده، ادعاى خدایى براى شما كرده و «لبیك جعفر» می‌گوید.

چشمان امام٧ پر از اشک شد و دانه دانه از گوشه چشم آن جناب ریخت؛
سپس دست بلند کرده، گفت: «خدایا! من بیزارم از آنچه ابوالخطاب در‌باره‌ام
ادعا می‌كند. خدایا! پوست و موى تنم اظهار بندگى تو را می‌كنند؛ من بنده
تو و فرزند بنده تو هستم؛ ذلیل و خوارم نزد تو.» ساعتى سر بر زمین انداخت، گویى مناجات می‌كرد. بعد سر بلند کرده، فرمود: «آرى! آرى! بنده خاضع، خاشع و ذلیل براى خداى خود؛ كوچك، خوار و ترسان از خدا. به خدا قسم، مرا پروردگاریست كه او را می‌پرستم و برایش شریكى قائل نیستم. خداوند ابو‌الخطاب را خوار و زار كند و چنان او را در وحشت روز قیامت بیندازد كه هرگز آسودگى را نبیند! لبیكِ پیامبران و رسولان چنین نبود، بلکه چنین لبیك گفته‌اند: اللهم لبیك لبیك لا شریك لك.» ما از خدمت آن جناب مرخص شدیم به من فرمود: «زید، این سخنان را به تو گفتم تا در قبر آسوده باشم؛ این مطالب را از دشمنان مخفى بدار!»

در اصلِ زید نرسی، نحوه نام بردن از معصومان: مانند دیگر نگارش‌های
شیعی است؛ مانند: ملقب کردن حضرت علی٧ به «امیرالمؤمنین»[٤٢٦]، و ملقب
کردن امام معصوم با مضامین والای اعتقادی. برای نمونه، در حدیث دومِ
مروی از معاویةبن‌وهب در فضیلت دعا کردن پشت سرِ برادران مؤمن، اعتقاد
خویش درباره امام صادق٧ را با بالاترین مضامین که برگرفته از عقاید والای تشیع اوست، ابراز می‌کند:

إِنِّی سَمِـعْتُ مَوْلَایَ وَ مَوْلَاكَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ وَ


[٤٢٦]. اصل زید نرسی، ح٢، ٦، ٢١.