حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
سیفبنعمر، افزون بر عبداللهبنسبا، چهرههاى دیگرى را نیز ساخته و پرداخته است که از جمله آنها ١٥٠ تن از صحابه پیامبرند[١٦] که در هیچ منبعى غیر از روایات سیفبنعمر، سخنى درباره آنها وجود ندارد.
آشنایى با روحیات و تفکر سیفبنعمر، نظر علامه عسکرى را تأیید مىکند. روال و رویه سیفبنعمر در گزارشهاى تاریخى، جعل، تحریف و قصهپردازىهاى گاه کودکانه است؛ مثلاً او از قهرمان بىبدیل نبردهاى صدر اسلام با نام «قعقاعبنعمر تمیمى» سخن مىگوید که از قبیله او، یعنی بنىتمیم به حساب مىآید. او در شجاعت و مبارزه بىهمتاست و در حد خالدبنولید (شخصیت دیگر مورد علاقه سیفبنعمر) مبارزه مىکند.[١٧] نکته جالب آنکه، نام این قهرمان نبردهاى صدر اسلام، در هیچ گزارش تاریخى بهجز گزارشهاى سیفبنعمر وجود ندارد. چگونه مىتوان باور کرد که نام او _ که به گفته سیفبنعمر، عامل پیروزى در فتح قادسیه بوده است _ در هیچ گزارش تاریخى دیگری وجود نداشته باشد؟[١٨]
عامل سیاسی _ مذهبی نیز در
جعلیات سیفبنعمر هویداست. او در همه
موارد سخنی میگوید که به نفع بنیامیه و دستگاه
خلافت باشد و عیبجویی
و منقصت شیعیان و علویان را در پی داشته باشد. از منظر او
معاویه، ولیدبن
عقبه، زیادبنابیه، خالدبنولید و عثمان همگی مبرا از
خطا هستند و ابوذر، عمار، مالکاشتر، محمدبنابیبکر، حکیمبنجبله،
کمیل، صعصعه و... همگی مقصر
و گناهکار![١٩]
دیدگاه علامه عسکری; در دورهای اظهار شد که اینگونه پژوهش برخلاف باور تاریخی مشهور تلقی و با آن مقابله میشد. عسکری در مقدمه کتاب عبداللهبنسبا _ که چاپ اول آن در سال ١٣٧٥ هجریقمری (١٣٣٥ هجریشمسی) انجام گرفته است _ به تحقیقات خود اشاره کرده و گفته است: «هفت سال از انجام این تحقیق گذشته است، ولی امکان عرضه آن وجود نداشت، زیرا حرف جدیدی بود که مورد مخالفت و
[١٦]. ر.ک: خمسون و مأة صحابى مختلق.
[١٧]. ر.ک: همان، ج١، ص ٩٥_١٨٩.
[١٨]. ر.ک: همان، ص١٨٦؛ نحو انقاذ التاریخ الاسلامى، ص٧٤_٧٥.
[١٩]. ر.ک: تاریخ الطبرى، ج٣، ص ٣٢٥_٣٣٨، ص٣٦٥_٣٧٨ و ص٤١٥_٤٤٢.