حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٨
مبعوث كرد در هنگامه فترت رسولان شریعتگذار، نه در دوران فترت پیغمبران و اوصیا. آرى، میان محمد و عیسى _ علیهما الصلاة و السلام _ پیغمبران و امامانى بودند كه در پرده بودند و ترس از دشمنان داشتند.[٤١١]
در حاشیه نسخه خطی اصل نرسی متعلق به شیخحر عاملی نیز احتمال تقیهای بودنِ روایت[٤١٢] و یا اینکه مراد از نبودن حجت، نبودن حجت ظاهر و غایب بودن حجت باشد، داده شده است. احتمال دارد این حاشیه از آنِ شیخحر باشد. ایشان در صدور این روایات تشکیک کرده، اما دو احتمال ثبوتی برای آن ذکر میکند.[٤١٣] علامه مجلسی نیز مراد از «عدم الحجة و العالم» را نبودن حجت و عالم ظاهری دانسته است.[٤١٤] بنابراین، روایت شانزدهم اصل زید نرسی، با ضروریاتِ دین مخالفت ندارد.
احتمال دیگر اینکه: با توجه به فضای روایت، امام در بیان دفع شبهه اهلسنت و مخالفان شیعه است، چراکه در عبارت: «لَوْ سَأَلْتَ هَؤُلاءِ عَنْ هَذَا»، کلمه «هؤُلاءِ» به عامه و مخالفان شیعه اشاره دارد، و شبههای که امام در مقام پاسخ به آن است، در موضوع اثبات بداء و غایب بودن حجت خدا از دیدگان است: «لَقَالُوا: لَنْ تَخْلُوَ الْأَرْضُ مِنَ الْحُجَّةِ وَ كَذَبُوا، إِنَّمَا ذَلِكَ شَیْءٌ بَدَا لِلهِ عَزَّوَجَلَّ.»
روایت دیگری که ظاهراً با ضروریات دین ناسازگار است، حدیث سی و یکم بر اساس نسخه شیخحر عاملی است. این متن، گویای جسم داشتن خدا و مشابهت او با مخلوقات است که با توحید منافات دارد. متن روایت چنین است:
إِنَّ اللهَ یَنْزِلُ فِی یَوْمِ
عَرَفَةَ فِی أَوَّلِ الزَّوَالِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى جَمَلٍ أَفْرَقَ یُصَالُ
بِفَخِذَیْهِ
أَهْلُ عَرَفَاتٍ یَمِیناً وَ شِمَـالاً وَ لَایَزَالُ
كَذَلِكَ حَتَّى إِذَا كَانَ عِنْدَ الْمَغْرِبِ وَ نَفَرَ النَّاسُ وَكَّلَ
اللهُ مَلَكَیْنِ بِجِبَالِ الْمَأْزِمَیْنِ یُنَادِیَانِ
عِنْدَ الْمَضِیقِ الَّذِی رَأَیْتَ: یَا رَبِ سَلِّمْ
سَلِّمْ وَ
الرَّبُّ یَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ وَ یَقُولُ جَلَّ جَلَالُهُ: آمِینَ
آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ، فَلِذَلِكَ لَاتَكَادُ
[٤١١]. کمالالدین و تمامالنعمة، ج٢، ص٦٥٩.
[٤١٢]. این احتمال پذیرفته نیست، زیرا با توجه به روایات روشن میشود، دیدگاه اهلسنت این بوده که زمین هیچگاه از پیامبرِ ظاهری خالی نبوده است. گزارش شیخ صدوق نیز نشان میدهد، اهلسنت روایاتِ اینچنینی را در شیعه دیده بودند و گمان میکردند اعتقاد شیعه آن است که زمین در دوران فترت، خالی از حجت بوده و شیعه را به خاطر چنین اعتقادی مذمت میکردند؛ در حالی که وجود این روایات در شیعه ثابت است، اما معنایش اعتقاد به عدم وجود حجت نیست، بلکه مراد از آن نبودن حجت ظاهری در برخی دورههاست.
[٤١٣]. ر.ک: الأصول الستة عشر، ص١٩٨، پاورقی٣.
[٤١٤]. بحارالانوار، ج٤، ص١٢٢.