حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢ - «عبداللهبنسبا» آنچه بود و آنچه نبود
چند نکته
توجه به اسناد و تحلیل متون مرتبط با عبداللهبنسبا، نشانگر جعل و اختلاق سیفبنعمر در این حوزه است، به گونهای که با بدیهىترین اصول و قواعد گزارش و تحلیل تاریخ نیز در تعارض است.
نکته مهم دیگر، تأثیرگذارى گسترده سیفبنعمر بر جریان تاریخنگارى اهلسنت است. دروغپردازى با این پیشینه و این ویژگىها، بیش از ٧٠١ گزارش تاریخى را از طریق تاریخ الطبرى به منابع تاریخنگارى اهلسنت سرازیر کرده است.[١٢] گزارشهاى او نیز ناظر بر مقاطع مهم و اثرگذار تاریخ اسلام، همچون حوادث پس از پیامبر٦، وقایع دوره عثمان و خلافت امیرالمؤمنین٧ (یعنى از سال ١١ تا سال ٣٧ هجرى) است.[١٣]
رویکرد اموىگرایانه او در توجیه عملکرد حاکمان (همچون خلفای سهگانه و معاویه) و نکوهش مخالفان آنان نیز کاملاً مشهود است.[١٤]
دیدگاه دوم
در مقابل دیدگاه افراطى اول، دیدگاه دیگرى
پا به عرصه گذاشته و
وجود عبداللهبنسبا را از اساس انکار کرده است. صاحبنظرترین فرد در این
حوزه علامه سیدمرتضى عسکرى است که در تحقیقات طولانى و گسترده
خویش، به همه زوایاى مربوط به عبداللهبنسبا و روایات سیفبنعمر
پرداخته و تحقیقى درازدامن را ارائه داده است.
علامه عسکرى بر این باور است که عبداللهبنسبا وجود خارجى نداشته و چهرهاى ساخته و پرداخته سیفبنعمر است، زیرا تمام گزارشهاى مرتبط با دخالت عبداللهبنسبا در حوادث دوره عثمان و آغاز خلافت امیرالمؤمنین٧، به تاریخ الطبرى و سپس به سیفبنعمر منتهى مىشود.[١٥]
[١٢]. این، رقمی است که توسط سید مرتضی عسکری و حسنبنفرحان المالکی در پژوهشهای پیشگفتهشان به دست آمده است.
[١٣]. ر.ک: الفتنة و وقعة الجمل بروایة سیف بن عمر.
[١٤]. درباره او و تأثیرگذارى او در تاریخ اسلام، ر.ک: خمسون و مأة صحابى مختلق و ترجمه آن با نام «صدوپنجاه صحابى ساختگى».
[١٥]. ر.ک: عبداللهبنسبأ و اساطیر اخری (دو جلد)، از سیدمرتضى عسکرى و ترجمه آن با نام عبداللهبنسبا و دیگر افسانههاى تاریخى.