حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٩
از آنجا که بعضی صاحبان اصول، فساد مذهب دارند[٣٥٠] یا ردی الاصل هستند[٣٥١]، نمیتوان راوی را به دلیل این که صاحب اصل است، توثیق کرد.
دوم: عبارت شیخ طوسی (م.٤٦٠ق) در العدة فی الاصول الفقه[٣٥٢] مبنی بر این که محمدبنابیعمیر(م. ٢١٧ق) جزو ثقاتی است که بین اصحاب، به عدم روایت و ارسال از غیرثقات معروف است، گویای وثاقت مشایخ ابنابیعمیر است. محمدبنابیعمیر، راوی و طریق به اصل نَرسی است و تمام اصل را روایت کرده است.
سیدمهدی بحرالعلوم مینویسد:
همین امر بر صحت و اعتبار اصل و اطمینان به کسانی که آن را روایت کردهاند، دلالت دارد، زیرا از بررسی کتابهای حدیث و رجال معلوم میشود که ابنابیعمیر به غایت وثاقت رسیده و در نهایتِ عدالت، ورع، ضبط و دوری از اشتباه است و به شدت از روایات ضعفا و مجاهیل پرهیز میکند؛ به همین جهت، اصحاب، به روایت کردن او آرامش یافته و بر مراسیل وی تکیه میکنند. و این قانون، توثیق عامی است برای کسانی که ابنابیعمیر از آنها روایت کرده و معارضی با آن وجود ندارد.[٣٥٣]
علامه مامقانی نیز همین امر را دلیل بر وثاقت نرسی میشمارد،[٣٥٤] و محدث نوری (م.١١٢٠ق) استدلال بحرالعلوم را بهترین گواه بر اعتماد به نَرسی میداند.[٣٥٥]
سوم: ابنغضائری (م. ٤٥٠ق) از
رجالیان سختگیر بوده و به دلیل جرحهای بسیارش،
شهرت دارد. سکوت وی پس از یادکرد زید نرسی، همراه با دفاع
از اعتبار
این اصل و بیان صحت انتقال این کتاب با این عبارت که: «من
کتاب نرسی را در حالی که مسموعه ابنابیعمیر بوده
است دیدهام»، گویای وثاقتش از دیدگاه ابنغضائری
است.[٣٥٦]
[٣٥٠]. حسنبنصالح حی (رجال طوسی، ص١١٣) و علیبنابیحمزه بطائنی(رجال نجاشی، ص٢٤٩).
[٣٥١]. رجال الطوسی، ص٣٥٢، رقم٥٢١٣_٥٢١٩.
[٣٥٢]. ر.ک: العدة فی الأصول الفقه، ج١، ص١٥٤.
[٣٥٣]. الفوائد الرجالیه، ج٢، ص٣٦٦.
[٣٥٤]. ر.ک: تنقیح المقال، ج١، ص٤٧١.
[٣٥٥]. ر.ک: خاتمه المستدرک الوسائل، ج١، ص٦٢.
[٣٥٦]. رجال ابنغضائری، ص٦١.