حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٦ - روش فقه الحدیثی علامه مجلسی(ره) در مرآة العقول

سمت آن بروید، نه از فرزندان دنیا.[٣٠٤]

نمونه ٢: در جایی دیگر، از امام صادق٧ در تفسیر آیه: Gفَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِF[٣٠٥] روایت شده است:

فِی قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: Gفَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِF قَالَ إِنَّ مِنَّا إِمَاماً مُظَفَّراً مُسْتَتِراً فَإِذَا أَرَادَ اللهُ عَزَّ ذِکرُهُ إِظْهَارَ أَمْرِهِ نَکتَ فِی قَلْبِهِ نُکتَةً فَظَهَرَ فَقَامَ بِأَمْرِ اللهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی؛[٣٠٦]

همانا امامِ پیروز و پنهان، از ما خاندان است و چون خداوند اراده کند امرِ امامت او را ظاهر سازد، در دلش نکته‌ای وارد می‌کند، سپس ظاهر می‌شود و به امر خداوند قیام می‌کند.

علامه مجلسی(ره) در شرح روایت مزبور می‌گوید:

«فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ» به معنای نفخ و دمیدن در صور است، و در این‌جا قلب امام٧ به «صور» تشبیه شده و آنچه خداوند الهام و القا می‌کند، به «نفخ» تشبیه شده و در این حدیث، استعاره مکنیه و تخییلیه[٣٠٧] به کار برده شده است.[٣٠٨]

توجه به کنایات: «کنایه» در لغت به معنای «پوشیده سخن گفتن» است و در اصطلاح، واژه‌ای است که از آن، لازم یا ملزوم معنای حقیقی کلمه اراده می‌شود؛ به این معنا که از لفظ، معنای غیرحقیقیِ آن اراده شود.[٣٠٩]

در هر زبانی، ترکیب‌هایی از چند واژه وجود دارد که به مرور زمان بر اثر استفاده فراوان، مفهوم خاصی را ارائه می‌کنند که حاصلِ مجموعِ معنای آن چند کلمه نیست، بلکه مفهوم دیگری را افاده می‌کند. برای دست‌یابی به معنای درستی از احادیث، باید به چنین کنایاتی توجه داشت؛ به این بیان که برای فهم آن ترکیبات، نمی‌توان معنای تک‌ تک واژه‌ها را به دست آورد و بعد کنار هم گذاشت تا مفهوم آن ترکیب شناخته


[٣٠٤]. مرآة العقول، ج٨، ص٢٨٦.

[٣٠٥]. مدّثر، آیه ٨.

[٣٠٦]. الکافی، ج١، ص٣٤٣، ح٣٠.

[٣٠٧]. استعاره مکنیه و تخییلیه به استعاره‌ای گفته می‌شود که فقط لفظ مشبه در کلام ذکر شده باشد و مشبه‌به حذف شده باشد و به جای مشبه‌به، قرینه‌ای که لازمه آن باشد ذکر می‌شود که به آن قرینه، تخییلیه گفته می‌شود (مختصر المعانی، ص٢٣٩).

[٣٠٨]. ر.ک: مرآة العقول، ج٤، ص٦١.

[٣٠٩]. مختصر المعانی، ص١٨٧.