جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٢
* ذالِكَ وَ مَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِىَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (٦٠)
(حج/ ٦٠)
آرى چنين است، و هر كس نظير آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت بزند، سپس مورد ستم قرار گيرد، قطعاً خدا او را يارى خواهد كرد؛ چرا كه خدا بخشايشگر و آمرزنده است.
برخى از مفسران اين روايت را آوردهاند كه اين آيه درباره گروهى از مشركان مكه نازل شده كه دو شب مانده به پايان ماه محرم با گروهى از مسلمانان برخورد كردند و با خود گفتند: ياران محمد در اين ماه نمىجنگند، پس بر آنان هجوم آوردند. مسلمانان آنان را سوگند دادند كه در ماه حرام با آنان نجنگند، امّا نپذيرفتند و خداوند مسلمانان را بر آنان پيروز كرد. ١ برخى مفسران روايت يادشده را به اين دليل كه مشركان نيز مانند مسلمانان ماههاى حرام را حرمت مىنهادند [و جنگ در ماه حرام را روا نمىدانستند] ضعيف مىشمارند. ٢ ١. مجمع البيان ٧- ٨/ ١٤٨؛ الكبير ٢٣/ ٥٩. ٢. الميزان ١٤/ ٤٠٤.
١. وعده قطعى پيروزى و نصرتِ خداوند به ستمديدگان در جنگ با ستمگران: تعبير «عقاب به مثل عقاب»، كنايه از معامله به مثل است و از آنجايى كه اين معامله به مثل در موردى كه عقاب اول به ناحق باشد، نيكو نيست، آن را به «بغى بودن» مقيّد كرد و عبارت «بغى عليه» را با «ثمّ» به آن عطف كرد. از ظاهر سياق- با در نظر گرفتن اينكه مقام، مقام اذن در جهاد است- برمىآيد كه مراد از نصر در جمله «لينصرنّه اللّه»، غلبه دادن و پيروز كردن مظلومان بر ستمگران متجاوز و تأييد آنان بر ضد اينان است. ١ ذلك ومن عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه ١. الميزان ١٤/ ٤٠٠.
٢. به كارگيرى همه توان دفاعى، شرط برخوردارى از نصرت الهى: جمله «ثمّ بغى عليه» اشاره به اين است كه اگر شخص در مقام دفاع از خود تحت فشار ستم قرار گيرد، خدا به او وعده يارى داده و