سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٧ - فصل پنجم در كثرت آنچه از قرآن به طور كلى درباره على و اولاد و خاندان او نازل شده است
عليّ بن ابى طالب و خلا بنا على ثبير، ثم صلى ركعات ثم رفع يديه إلى السماء فقال:
الّهمّ إنّ موسى بن عمران سألك، و أنا محمد نبيك أسألك أن تشرح لي صدري و تيسّر لي أمري و تحلل عقدة من لساني ليفقه به قولي و اجعل لي وزيرا من أهلى عليّ بن ابى طالب أخي أشدد به أزري و أشركه في أمري. قال ابن عباس: سمعت مناديا ينادي: يا أحمد قد أوتيت ما سألت. فقال النبي ٦ و سلم لعلي: يا أبا الحسن ارفع يدك إلى السماء فادع ربك و سل يعطك. فرفع علي يده إلى السماء و هو يقول: اللهم اجعل لي عندك عهدا، و اجعل لي عندك ودّا فأنزل اللّه على نبيّه: (إنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمان ودّا). فتلاها النبي ٦ و سلم على أصحابه فتعجبوا من ذلك تعجبا شديدا، فقال النبي ٦ و سلم: مما تتعجبون. إن القرآن أربعة أرباع فربع فينا أهل البيت خاصة و ربع في أعدائنا، و ربع حلال و حرام و ربع فرائض و أحكام و إن اللّه أنزل في علي كرائم القرآن.
ابن عباس گفت: پيامبر ٦ دست من و دست علىّ بن ابى طالب ٧ را گرفت و ما را به منطقهاى به نام «ثبير» برد، آنگاه چند ركعت نماز خواند سپس دستانش را به سوى آسمان بالا برد و گفت: خدايا موسى بن عمران از تو درخواست كرد و من محمد پيامبر تو نيز از تو مىخواهم كه سينه مرا فراخ كنى و كار مرا آسان سازى و گره از زبان من بگشايى تا سخن مرا درك كنند، و براى من وزيرى از خاندانم قرار بده، علىّ بن ابى طالب ٧ برادرم را، به وسيله او پشت مرا محكم كن و او را در كار من شريك گردان.
ابن عباس مىگويد: شنيدم منادى ندا داد: اى احمد آنچه را كه خواستى به تو داده شد، پس پيامبر به على گفت: اى ابو الحسن دست خود را به آسمان بلند كن و پروردگارت را بخوان و از او بخواه كه به تو عطا خواهد كرد. پس على دست خود را به آسمان بلند كرد، در حالى كه مىگفت: خدايا براى من نزد خودت پيمانى قرار بده و براى من نزد خودت محبتى قرار بده. در اين حال بود كه خداوند اين آيه را بر