ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٣٣ - ٤١ - كتاب مواريث مشتمل بر اقوال فقيهان درباره توارث بحلف و معاهده - منجزات مريض - حكم وصيت براي وارث - استدلال به آيه بر بطلان ١٧١ تعصيب ١٨٧ - اختلاف در مقدار ميراث دو دختر - چگونگي ارث زن از ١٧١ تركه ١٨٧ - تحقيق در لفظ ١٧١ كلاله ١٨٧ - مقصود از ١٧١ كلاله ١٨٧ در آيه - حكم ميراث كلاله ها در مواردي كه همه با هم فراهم آيند - سه صورت تركه باعتبار سهام وارثان - اختلاف در مسئله ١٧١ عول ١٨٧ دلائل اهل سنت بر ١٧١ عول ١٨٧ و پاسخ شيعه از آن دلائل - احتمال استحباب اعطاء چيزي از ميراث بفقيران و مسكينان و يتيمان و خويشاوندان ٤٢ - كتاب حدود مشتمل بر چهار قسم ١ - حد زنا چهار آيه
كنيز آيهء ٣٠ از سورهء نساء * ( . . فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ . . ) * نزول يافته و حد او تنصيف شده و در بارهء مرد زن نديده ( عزب ) حديث نبوى « البكر بالبكر جلد [١] مائة و تغريب عام » و هم عمل صحابه ، آن را با فزودن تبعيد يك سال تشديد كرده و در بارهء محصن و محصنه اگر حكم ايشان تنها رجم باشد تبديل و اگر رجم بعلاوه جلد باشد باز اضافه و تشديد شده . نقل است كه على عليه السّلام جوانى را به نام سراحه كه زنا كرده و محصن بوده روز پنجشنبه صد تازيانه زده و روز جمعه رجم كرده است .
و از جمله عدم جواز رأفت و رحمت است بر زناكاران و عدم جواز نقص حد و عدم جواز شفاعت است نسبت به ايشان .
٤ - آيهء ٤١ ، از سورهء مائده * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِه يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوه وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْه فَاحْذَرُوا ) * قصهء يهود خيبر در بارهء سؤال از حكم زناى محصن و احالهء آن حضرت جواب را به ابن صورياى يهودى و جواب او و رجم زانى و زانيه بامر پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) در نزديك در مسجد كه سبب نزول آيهء فوق بوده در ذيل « حكم رجم » از جلد اول به تفصيل گذشت اينك از چهار فائده كه در « كنز العرفان » در اين مقام آورده شده اين فائده در اينجا ياد مىگردد :
[١] جلد ( بفتح جيم و سكون لام ) زدن جلد است به حيثى كه درد از پوست تجاوز نكند و به گوشت نرسد ( كنز العرفان )