ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٤ - ٦ - كتاب حج شامل سه نوع ١ - وجوب حج مبني بر دو آيه
٢ - آيات ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ از سورهء حج * ( وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ، لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ الله فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ، ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ) * .
بعضى گفتهاند مأمور به اعلام و اذان حضرت ابراهيم بوده است و او در زمان خود به تفصيلى كه گفتهاند چنين اعلامى كرده است بعضى ديگر خطاب را به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) متوجه دانستهاند از حضرت صادق ( عليه السّلام ) روايتى است بدين مفاد « پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) ده سال در مدينه اقامت داشت و حج نگزارد چون اين آيه نازل شد بفرمود منادى مردم را به حج اعلام كند گروهى بسيار از اعراب و غير ايشان در مدينه فراهم آمدند و بسيارى از مردم ثروتمند مدينه نيز جمع شدند و پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) چهارم ذى القعده از مدينه خارج شد چون به مسجد شجره رسيد هنگام ظهر بود پس از اداء ظهر و عصر غسل كرد و حج « قران » را نيت نمود چون در مروه واقف و از سعى فارغ شد رو به مردم كرد و پس از حمد و ثناء خدا گفت اين جبرئيل است مرا امر مىكند كه به شما امر كنم آن كس كه سوق « هدى » نكرده بايد محلّ شود من هم اگر در آينده آن را كه در گذشته نكردهام بكنم همان را خواهم كرد كه به شما امر كردم ليكن من « هدى » سوق دادهام و سائق هدى پيش از آن كه « هدى » به محل خود برسد نبايد محلّ گردد . يكى از اصحاب گفت آيا شايسته است ما محل شويم و به زنان نزديكى كنيم و تو گرد آلود و به حال احرام باشى ؟ ! . . سراقة بن مالك بن خثعم