ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٤٢ - ٤٣ - كتاب جنايات مبني بر ده آيه
* ( عُفِيَ لَه مِنْ أَخِيه شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَداءٌ إِلَيْه بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَه عَذابٌ أَلِيمٌ ) * از جمله پنج فائده كه فاضل مقداد در اين موضع آورده اينست كه ميان دو قبيله از عرب كه يكى را بر ديگرى برترى مىبود خونى رخ داد پس سوگند ياد كردند كه آزاد را در عوض بنده و مرد را به جاى زن و دو مرد را به جاى يك مرد بكشند چون اسلام آمد محاكمه به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بردند آيه نازل شد و به مكافات و مساوات ، دستور يافتند .
و از جمله اينست كه قول به منسوخ بودن اين آيه به آيهء * ( النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ) * الآيه قولى است نادرست به چند جهت :
نخست اين كه آن آيه بعنوان حكايت از توراة آمده پس نمىتواند ناسخ قرآن باشد .
دوم اين كه اصل ، عدم نسخ است چه منافاتى ميان اين دو نيست .
سيم اين كه اين آيه خاص است و آن آيه عام و در اصول ، مقرر است كه در صورت تنافى ميان عام و خاص بايد عام بر خاص ، حمل گردد .
بطور خلاصه ، آن چه از آيه بدست مىآيد تخيير ميان سه امر است : قصاص ، عفو ، گرفتن ديه . چه حكم قتل در توراة ، تنها قصاص بود و در انجيل ، تنها عفو بود و در اسلام كه دينى جامعست بيكى محدود نشده و « ديه » هم افزوده ، و يكى از اطراف حكم تخييرى قرار داده ، شده است .
٣ - آيهء ١٧٥ از سورهء بقره * ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * از اين آيه علاوه بر اصل حكم ، يعنى مشروع بودن قصاص ، فلسفهء تشريع آن بر صاحبان عقول كامله روشن مىگردد .