ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٤٥ - ٢٧ - كتاب وصيت يازده آيه مورد استدلال شده
* ( الأَوْلَيانِ فَيُقْسِمانِ بِالله لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَمَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ ، ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ ، . . ) * در كنز العرفان سه فايده در ذيل اين آيه آورده شده ، يكى اين روايت است كه تميم دارمى و عدى بن زيد هنگامى كه هنوز نصرانى بودند براى تجارت به شام رفتند بديل بن ابى مريم ، مولى عمرو عاص ، كه دين اسلام داشت نيز با ايشان بود چون به شام رسيدند بديل مريض شد آن چه با خود داشت يادداشت كرد و ورقه يادداشت را در ميان كالاى خود نهاد و به آن دو از اين باب چيزى نگفت و ايشان را وصيت كرد كه اثاثيهء او را به كسان وى برسانند : بديل مرد . تميم و عدى اثاثيه او را بررسى كردند ظرفى از سيم كه به زر منقوش و به وزن سيصد مثقال بود از ميان برداشتند و پنهان كردند چون اثاثيه به كسان او داده شد نامهء يادداشت را در آن يافتند و ظرف را مطالبه كردند ايشان منكر شدند مرافعه نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) برده شد بعد از نماز عصر بود و پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) كنار منبر نشسته آنها را سوگند داد و رها ساخت پس از آن ظرف نزد ايشان ديده شد بنى السهم به ايشان مراجعه و ظرف را مطالبه كردند گفتند اين را خريدهايم ليكن چون گواه بر آن نداشتيم نخواستيم اقرار كنيم باز او را نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بردند اين آيه نزول يافت * ( فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً ) * عمرو بن عاص و مطلب بن ابى وداعه كه هر دو از طايفهء بنى سهم بودند سوگند ياد كردند و ظرف را گرفتند .
اشكالاتى از جهت مخالفت اين روايت با برخى از قواعد فقهى به نظر مىرسد كه محقق اردبيلى آنها را مورد توجه و گفتگو قرار داده است در فائده سيم دوازده حكم فقهى را از آيه مستفاد دانسته و آورده كه از جمله اشهاد و عدل است از