ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٨ - ٣ - اموري كه بر اخراج ، متفرع و تابع آنست - مبني بر پنج آيه
* ( مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ الله بِه عَلِيمٌ ) * .
گفتهاند عمرو بن جموح كه پير مردى ثروتمند بوده از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پرسيده است كه « چه تصدق دهم و به كه بدهم ؟ » اين آيه در پاسخ او نزول يافته است .
از اين آيه استحباب تقديم اقرباء بر غير ايشان در انفاق استفاده شده است .
٤ - آيهء ٢١٩ ، از سورهء بقره * ( وَيَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ) * .
گفتهاند سائل در اين آيه نيز عمرو بن جموح بوده است . روايتى در معنى « عفو » از حضرت صادق ( عليه السّلام ) به اين عبارت « انّ العفو هو الوسط من غير إسراف و لا إقتار » و از حضرت باقر ( عليه السّلام ) بدين عبارت « ما فضّل عن قوت السّنة » اقوالى ديگر نيز در بارهء معنى « عفو » هست كه همان توسط در انفاق و نهى از تبذير و اسراف را مىرساند .
اين آيه كه بر انفاق مقدار زائد از قوت سال ، از مكاسب ، دلالت داشته و قبل از نزول آيهء صدقات معمول بوده به آيهء صدقات منسوخ گشته است . استحباب اين انفاق را هم اختصاص به موردى دادهاند كه به توسعه بر خود و اهل و عيال صدمه وارد نيايد و گر نه به كراهت محكومست بلكه اگر انفاق موجب اين باشد كه خود يا عيالش نادار و ناچار گردند ، به حرمت محكوم است به استناد روايات مخصوصهء باب و هم به استناد اضرار كه عقلا و شرعا به حكم « لا ضرر و لا ضرار في الاسلام » نيز ممنوع است .
فاضل مقداد اين روايت را آورده كه مردى نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) آمد و كله خودى را كه در يكى از جنگها بدست آورده و زرين بود به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) داد